در حال بارگذاری ...

اشاره: در همین کشور و در برخی از شهرها زندگی می کنند، به هم زن داده و گرفته ایم، در غم و شادی هم شریک بوده ایم ولی بسیاری از ما این «برادران» خود را نمی شناسیم.البته این عدم شناخت، طرفینی است و دشمن از همین جهالت ها ورود کرده است. آنچه در ذیل می آید برخی تجارب شخصی نگارنده در ارتباطات با برادران مسلمان خویش است.

 میدان استقلال یا کشتارگاه؟!

که همین نگاهها مانع نگرش صحیح شده اند- می گفتند که اگر با سر و وضع یک طلبه به فلان میدان یا توی شهر بروید شما را می کشند و از این حرفها! اتفاقاً ما هم کله مان داغ بود و همان جا که در مهاباد آدرس داده بودند را هدف گرفتیم. اولین برخوردمان، بر اعتقادمان افزود که این حرفها فقط ناشی از برخی گروههای تند و مسلح منطقه اند و قابل انطباق بر عامه مردم نیستند. راننده تاکسی که سوارمان کرده بود وقتی دید کردی بلد نیستیم، پرسید: بچه کجائید؟ گفتیم: مشهد. اشک در چشمانش حلقه زد: گفت دعا کنید مشکلم حل شود و بیابم پابوس امام رضا!در این ماه، سه بار خوابش را دیده ام ولی مشکل دارم! به میدان رسیدیم و در مسجدی نماز خواندیم و هیچ خبری نبود جز نیکی و محبت. چند سال پیش، به مناطق کردنشین آذربایجان غربی و کردستان رفت و آمد داشتیم. برخی مسؤولان محلی

یکی از آن حضراتی که قبل از این سراغش رفته بودیم. مسؤول صدا و سیمای وقت بود! آدم پررویی بود و حتی در مقابل چند طلبه معمم هم از تلفظ غلیظ «عین» سلام علیکم، ابا نداشت! عادت کرده بود. حالا برعکس همیشه، ما بودیم که یقه اش را گرفته بودیم که چرا اذان اهل سنت را از صدا و سیمای محلی پخش نمی کنید و او متعجب مانده بود! حرفهای عجیبی زد. اینکه اینجا وحشتناک است. امنیت نیست. باید حق حضور در اینجا به ما بدهند. خانواده من توی خانه زندانی اند! جای تان خالی بود زندان لوکس خود ایشان را ببینید! بزرگترین و مرتفع ترین اداره، در آن شهر کوچک! هم او بود که نام میدان استقلال را میدان کشتارگاه گذاشت!چندی بعد آقا در سفرشان دستور این امر را دادند. در آن مدت کوتاه با چندین نفر دیگر هم آشنا شدیم. حتی وقتی با دست اندرکاران نشریه روشنفکری ... صحبت می کردیم هم پرواضح بود که نگاههای طرفین شیعه و سنی به یکدیگر، کاملاً غیرواقعی و مسموم است!

غزه ناصبی ها یا امام شافعی؟!

که می دانیم نزدیک ترین مذاهب به تشیع است- جزء هویت بومی مردم این منطقه است. خیریه بزرگی در غزه هست بنام «بن باز»، منتسب به آن عالم تندروی وهابی ولی بدلیل همین هویت، تا حالا نتوانسته تعداد زیادی را جذب منش خود کند!ایام جنگ غزه اواخر سال 2008 قم پر شده بود از شبهه! بجای فعالیت و اقدام، باید به این شبهه جواب می دادی که آیا غزاوی ها ناصبی اند یا نه!؟ کسی هم نمی دانست چطور شده که یکهو اینها شده اند ناصبی! هر چند می شد آبشخورش را رصد کرد و به سرمنشأ فتنه در بیوت برخی حضرات رسید! حال آنکه «غزه» محل تولد امام شافعی است و به قول یکی از دوستان غزاوی، مذهب شافعی بدلیل تولد امام شافعی در غزه

علیهم السلام- شنیده شد بهتر معلوم شد که این شایعات از کجا آب خورده اند. تعابیر زشتی که می گفت بگذار بکشند این ناصبی ها را! حال آنکه امام شافعی شعرهای متعدد در مدح اهل بیت پیامبر«ص» دارد. بعداً رهبری هم در کردستان به این مساله اشاره کردند که وسط جنگ غزه یکهو دیدیم یک ویروسی منتشر شده و مدام تماس می گیرند که آقا می گویند اینها ناصبی اند!! اساساً منطقه شامات و شمال آفریقا پر است از شافعی مذهبان محب اهل بیت و وقتی اخبار بمباران مساجد غزه منتشر و نام امیرالمؤمنین و حسین بن علی و فاطمة الزهراء

ارتباط حلال شبهات

گروهی از اسرای غزاوی که سالها در زندانهای رژیم صهیونیستیبودند، مهمان مان گشتند. در گپ و گفت ها به وضوح دانستم که اساساً به عمرشان چیزی از شیعه نه دیده اند و نه شنیده اند. برخی شان شبهات شبکه های وهابی را نیز در ذهن داشتند. تقریباً همه شان وقتی مهر را دیدند از چیستی آن پرسیدند! فکر کردم مرا دست انداخته اند ولی واقعاً نمی دانستند مهر چیست!

سلام الله علیه- تعبیر می کردند. راستی اگر ترابط میان ما و برادران مان اندکی بیشتر شود جای شبهه پراکنی خناسان باقی می ماند؟!وقتی توضیح دادم که ما سجده بر مصنوعات را مجاز نمی دانیم، فلسفه این کار برای شان خیلی جالب توجه بود. در میان سخنرانی های شان بارها شنیدم که جنگ برادران مجاهد خود را به جنگ حسینی

استقبال از خدا و منتسبانش!

رفقای مشهدی کسی را می خواستند تا در دهه جشن های رضوی موسوم به «زیر سایه خورشید» در هند هم جشنی برپا شود از این قرار که یکی دو خادم حرم با برخی متبرکات به آن مناطق می روند. با دوست طلبه اهل «لکهنو» که شهری با سابقه اسلامی دیرینه است طرح بحث کردم. مشکوک بود که بشود کار را گسترده برگزار کرد و مثلاً استقبال از گروه مشهدی هم گذاشت. هم او، تصاویر استقبال گسترده از امام جماعت وهابی کعبه در برخی شهرهای هند، که در روزنامه های آنجا منعکس شده بود را به من نشان داده و از نفوذ وهابیت سخن گفته بود! بعد از مدتی تماس گرفت و متعجب از استقبال گسترده مردم منطقه از گروه ایرانی سخن گفت. می گفت نماینده ولی فقیه در هند هم انتظار چنین استقبال گسترده و سخنرانی و شعرخوانی علمای اهل سنت لکهنو در مراسمات مربوطه را نداشت.

به او گفتم مکلفی این نتیجه مهم را در میان رفقایت بیان کنی! تفکر وهابی، احمقانه تر از آن است که مردم بدان گرایش یابند و سر و صدای زیادشان هم فقط بواسطه پول و رسانه های حامی آنهاست. مردم بیچاره به عشق خدا و پیامبرش به استقبال آنها می روند و همانها اینچنین عاشق اهل بیت و خصوصا امام رضا علیه السلام نیز هستند.

شیعه مناجاتی یا قمه ای؟!

علیه السلام- کافی نبود و لذا به عنوان «اخت علی بن موسی بن جعفر» معرفی کردم چرا که می دانستم جعفربن محمد الصادق-علیه السلام-برای همگان شناخته شده است. رحمه الله- بود درباره شیعه اطلاعات اندکی داشتند. از جلوی حرم که عبور کردیم معرفی به نام خواهر امام رضا گروهی از مصری ها مهمانمان بودند. برای برخی جلسات به قم رفتیم. برایم عجیب بود که با وجود داشتن گرایشات تقریبی جدی که برآمده از تفکر حسن البناء

علیها السلام- بروند.ظاهراً خیریتی بود که کارهای مان به تاخیر افتاد و زیارت حرم به شب کشید. وارد حرم که شدیم، جمعیت موج می زد و مداح با لحنی بسیار قشنگ در حال خواندن «مناجات شعبانیه» بود.همگی شان را برق گرفته بود. یک به یک به سراغم آمدند و گفتند: این خیلی زیباست! چیست که می خواند؟! توضیح دادم. برخی شان دیگر ابایی نداشتند که به پهنای صورت اشک بریزند. اصراری به رفتن به داخل نداشتم تا نکند برخی سجده ها و رفتارهای نابجا، شبه آفرین شود ولی خودشان اصرار کردند که به زیارت فاطمه المعصومه

یاد آن حدیث امام رضا – علیه السلام- افتادم که : ان الناس لو علموا محاسن کلامنا لاتبعونا... با خود می گفتم این شیعه، شیعه ای اهل بیتی است یا شیعه ای که آنگونه قمه می زند و سیل خون راه می اندازد؟!

 
 




نظرات کاربران (2)