در حال بارگذاری ...

چرا روایات ابواب تقیه برای مردم خوانده نمی شود و چرا منابر ما خالی از نقل این روایات است؟ چرا این روایات در حوزه های علمیه کمتر مورد بحث قرار می گیرد و درس های خارج فقه ما خالی از بحث های جامعی در این حوزه است؟

*حجت الاسلام سید علی موسوی
 
در معمول جوامع روایی شیعه ابوابی به روایات تقیه اختصاص یافته است. این دسته از روایات از نظر سندی و مصدری عمدتا معتبر و از نظر حوزه محتوایی بسیار گسترده است. از حوزه سیاست خارجی تا سیاست و مدیریت جریانهای مختلف داخلی، از تعامل با اهل سنت تا تعامل با مشرکین و کفار و از حوزه تحلیل احکام شرعی فقهی تا تحلیل شیوه القاء روایات توسط اهل بیت علیهم السلام قابل بهره برداری است. درعین حال می توان این دسته از روایات را در زمره روایات مهجور در مجامع روایی دانست. 
 
چرا تقیه در حوزه فراموش شده؟
چرا روایات ابواب تقیه برای مردم خوانده نمی شود و چرا منابر ما خالی از نقل این روایات است؟ چرا این روایات در حوزه های علمیه کمتر مورد بحث قرار می گیرد و درس های خارج فقه ما خالی از بحث های جامعی در این حوزه است؟ 
در پاسخ به این سوال دلایل مختلفی را میتوان بیان نمود اما عمدتا می توان دوری مخالفین و موافقین تقیه، از سنت و سیره اهل بیت علیهم السلام را یادآور شد. ما تنها با دلایل کارکردی سعی بر گفتگو در مورد حلیت یا حرمت لعن داریم در حالی که هنگام مواجهه با اینچنین مسائلی آنقدر مجامع روایی ما مملو از روایات صریح و نص در مشخص نمودن تکلیف شیعیان است که نوبت به تحلیل های کارکردی نمی رسد. باعث تعجب است که چرا امروزه درس خارج فقهی در موضوع تقیه برگزار نمی گردد و این بحث بسیار پردامنه که بنابر روایات 90 درصد دین را تشکیل می دهد امروز از مغفول ترین حوزه مباحث اجتماعی- سیاسی و مذهبی ماست. 
 
تقیه را به خارج از متن تشیع پرتاب کرده ایم!
تنها از باب نمونه سه روایت از باب تقیه یعنی باب 97 از کتاب ایمان و کفر کتاب شریف اصول کافی را ذکر می نمایم. 
حدیث 2 امام صادق علیه السلام : نُه دهم دین در تقیه است و هر که تقیه ندارد دین ندارد. 
انصافا تشیعی که ما می شناسیم به این مقدار تقیه در آن مهم است؟ متاسفانه ما تقیه را حتی در حاشیه تشیع نمی بینیم بلکه کاملا آن را به خارج متن تشیع پرتاب کرده ایم. 
حدیث 12: امام باقر علیه السّلام : تقیه از دین من و دین پدرانم میباشد، و کسى که تقیه ندارد ایمان ندارد. 
واقعا به کسی که تقیه ندارد می توانیم بگوییم تو ایمان نداری؟! بیان این جمله از زبان مبارک امام باقر علیه السلام نشان از نگرانی ها، دشواری ها و مصائب حضرت از بی پروایی بخشی از جامعه شیعی دارد. 
حدیث 4: امام صادق علیه السلام فرمود: شنیدم پدرم میفرمود: نه به خدا در روى زمین چیزى محبوبتر از تقیه نزد من نیست، اى حبیب همانا هرکه تقیه کند خدایش بالا برد، اى حبیب هر که تقیه نکند خدایش پست کند. اى حبیب، مردم در صلح و سازشند، سپس اگر آن باشد، این هم باشد. 
 
صلح با اهل سنت، فرصتی برای گسترش مکتب اهل بیت «ع»
مراد از ناس و مردم در روایات شیعه، اهل سنت اند. اگر تقیه باشد، صلح و سازش است و صلح و سازش اهل سنت با شیعیان فرصت بسیار ویژه ای را برای گسترش مکتب اهل بیت علیهم السلام فراهم می سازد. مفهوم مخالف روایت آن است که اگر تقیه را ترک کنیم خوار و ذلیل می شویم. اگر می خواهیم آقا و سرور باشیم و احترام و بزرگی و عظمت شیعیان را بسازیم باید تقیه کنیم. نکته ویژه این روایت آن است که چرا باید امام صادق علیه السلام به اصحابش استشهاد به بیان پدر بزرگوارشان کند. غیر از استبعاد اصحاب ایشان است. غیر از این است که به این اصحاب بفهماند که من حرف دوری نمی زنم همان سخنی را می گویم که پدرم گفت. شما که سخن پدرم را قبول دارید، سخن مرا نیز قبول کنید. این تاکیدات از مشکل اساسی امام صادق (ع) در رهبری جامعه شیعیان پرده برمی دارد. با دیدن فضای این روایات خوب می توان معنای لعن های صادر توسط امام صادق (ع) نسبت به برخی از شخصیت های بی پروا و مشهور به تشیع را به خوبی درک کرد. می توان تلخی و سختی فضای سنگینی که این دسته از به ظاهر شیعیان بر ضد امام صادق (ع) ساخته بودند را چشید. اکنون نیز حکایت همچنان باقی است. 
 

 




نظرات کاربران