در حال بارگذاری ...

بیش از 90 درصد اهل سنت سیستان و بلوچستان معتقد به مکتب دیوبندیه هستند که متاسفانه بعضا با عنوان «وهابی» نامگذاری می شوند. این پرونده به ما کمک می کند که عقاید این برادران را به درستی بشناسیم.

همانطور که در قسمت های قبلی جریان شناسی سلفیه ( اینجا  و  اینجا )بیان شد هرچند خاستگاه و نقطه ی آغازین جریان سلفی گری تقریباً مشخص است، اما در طول قرن های مختلف، این واژه با تغییرات معانی بسیاری روبه رو بوده است. در عصر حاضر نیز گاه سلفی و سلفی گری در مورد گروه ها و جریان هایی استفاده می شود که در تقابل با سلفی گری ـ به معنایی که گفته شد ـ هستند. 
برخی دایره ی سلفی گری را چنان گسترده تصور می کنند که همه ی اهل سنت (و حتی شیعه) را در بر می گیرد، و سابقه ی آن را به صدر اسلام باز می گردانند، برخی دیگر هر گروهی را که دیدگاه های تندی داشته باشد، سلفی می شمارند؛ برخی دیگر هم آن را مترادف وهابیت می دانند و سلفی گری را دقیقاً همان وهابیت قلمداد می کنند. چنین وضعیتی موجب شده است که در اطلاق سلفی و سلفی گری، دقت و معیار ویژه ای در نظر گرفته نشود. این در حالی است که نه تنها میان سلفی گری و فرقه های کلامی و فقهی اهل سنت تفاوت های اساسی وجود دارد، بلکه در دل خود سلفی گری نیز تضادها و تفاوت های بسیاری دیده می شود و همین امر موجب ایجاد جریان ها و طیف های مختلف درون سلفیه شده است. شناخت این جریان ها، امکان برخورد مناسب با هر جریان را فراهم می کند. در این فصل تلاش شده است تا ماهیت سلفیه دیوبندی در شبه قاره هند به گونه ای شفاف تر تحلیل شده و جایگاه آن در میان جریانات سلفی مشخص شود. 
گفتنی است بیش از 90 درصد اهل سنت سیستان و بلوچستان معتقد به مکتب دیوبندیه هستند که متاسفانه بعضا با عنوان «وهابی» نامگذاری می شوند. اما آیا به واقع چنین است؟ این پرونده به ما کمک می کند که عقاید این برادران را به درستی بشناسیم.

در این پرونده مطالب زیر آمده است:
       




نظرات کاربران