در حال بارگذاری ...

شاید بزرگترین مزیت وجود اهل سنت در ایران ، کارآیی قوی آنان در جهت صدور انقلاب باشد. اهل سنت ایران، «پل ارتباطی» ما با جهان اسلام هستند. جهان اسلامی که اکثریت قاطع آنان سُنّی اند. سنّی زبان سنّی را بهتر می فهمد و مهمتر از آن اینکه از سنّی بیشتر متاثر میشود تا از شیعه.

 حامد رضایی

 
 
 
 شاید خیلی ها با خود بگویند «اگر ایران سنی نداشت خیلی خوب بود». احتمالا دلیلی که برای عقیده خود بیان می کنند این باشد که در این صورت نوعی یکپارچگی در کشور بوجود می آمد که امکان درگیری های مذهبی را از بین می برد. اما نظر نگارنده این است که اگر ایران سنی نداشت باید کارخانه سنّی سازی دایر می کردیم! 
اهل سنت ایران ظرفیتی بزرگ برای پیگیری آرمان های انقلاب اسلامی هستند. متاسفانه نگاه غالب مسئولین به این قشر، نه تنها نگاهی فرصت محور نبوده، که همواره به عنوان «تهدیدهای بالقوه» ای که هر لحظه امکان بالفعل شدن دارند، به آنها نگریسته شده است. 
وقتی به مسئله ای به شکل «بحران بالقوه» نگاه شود، طبیعی است که نیروهای امنیتی و انتظامی یکه تاز میدان شده و فضا را برای فعالیت های ایجابی فرهنگی خواهند بست. نگاه «تهدیدمحور»، رویکردهای امنیتی را به دنبال می آورد و البته طنز ماجرا اینجاست که اتفاقا رویکردهای امنیتی، ناامنی می آورند! نگاههای امنیتی و نظارتهای پلیسی سبب میشود تا زمینه های واگرایی و بدبینی نسبت به نظام فراگیر شود و این مسئله موجبات تقابل عملی با نظام را فراهم می کند. نیروی امنیتی به «امنیت ظاهری» ای که برقرار می کند دل خوش است، اما به این نکته توجه ندارد که با اعمال پلیسی و انتظامی، آتش زیر خاکستری بوجود می آورد که هرلحظه امکان شعله ور شدن دارد. 
خلاصه اینکه با نگاه های تهدیدمحور و امنیتی نمی توان بر «دلها» حکومت کرد و پرواضح است که حکومتی چون جمهوری اسلامی جز با همراهی دلهای مردم امکان تداوم ندارد. البته سخن از لزوم ارجحیت رویکردهای فرهنگی نسبت به رویکردهای امنیتی در قبال اهل سنت، به هیچ وجه به معنای بی اعتنایی به لزوم تدابیر امنیتی نیست. 
اما مزیت های اهل سنت ایران برای انقلاب اسلامی چیست؟
 

 

نماز جمعه تهران با حضور اهل سنت

 

 

 

 

 

 

 

 

اهل سنت ایران و صدور انقلاب 
اینکه ما شیعیان در جهان اسلام اقلیت محض هستیم واقعیتی است انکار ناپذیر. اینکه غالب اهل سنت به دلایلی چون تبلیغات سنگین و اعمال حکومت هایی چون صفویه، نگاه چندان مثبتی به تشیع ندارند نیز انکارشدنی نیست. در چنین شرایطی انقلابی توسط شیعیان صورت گرفته که اتفاقا درصدد صدور آن به سایر نقاط جهان اسلام هم هست. چگونه میتوان چنین انقلابی را به کشورهای سنی نشین صادر کرد؟ 
شاید بزرگترین مزیت وجود اهل سنت در ایران ، کارآیی قوی آنان در جهت صدور انقلاب باشد. اهل سنت ایران، «پل ارتباطی» ما با جهان اسلام هستند. جهان اسلامی که اکثریت قاطع آنان سُنّی اند. سنّی زبان سنّی را بهتر می فهمد و مهمتر از آن اینکه از سنّی بیشتر متاثر میشود تا از شیعه. 
یکی از بزرگترین مشکلات ما در مسئله صدور انقلاب، استفاده از «ادبیات شیعی» در مواجهه با کسانی است که شیعه نیستند. مادامی که از انقلاب اسلامی ایران، تصویری صرفا «شیعی» نمایش داده شود، نه تنها امکانی برای صدور آن نیست بلکه احتمال رویارویی غیرشیعیان با آن نیز وجود خواهد داشت. به همین دلیل است که حضرت روح الله و رهبر معظم انقلاب اصرار داشته و دارند که انقلاب ایران را انقلابی «اسلامی» بخوانند نه انقلابی «شیعی». 
بنابراین تا وقتی که اهل سنت ایران را در قضیه صدور انقلاب با خود همراه نکنیم، امید چندانی به موفقیت این پروژه نمی توان داشت.

 

 

 

 
 

 

 

 

اهل سنت ایران و معرفی تشیع! 
اهل سنت ایران به دلیل زیست در محیط فرهنگی شیعیان، شناخت تقریبا خوبی از تشیع دارند. اما اهل سنت خارج از ایران چنین نیستند. کسانی که با اهل سنت غیرایرانی ارتباط داشته اند، احتمالا خاطراتی از این جنس دارند که طرف مقابل از آنها پرسیده: «آیا شما خمینی را خدا می دانید؟!» یا اینکه «آیا شما قرآن دیگری دارید؟!» 
بارها اتفاق افتاده که وقتی اهل سنت به ایران آمده اند، قرآن های چاپ ایران را ورق زده اند تا تفاوت هایش را با قرآن چاپ کشور خودشان پیدا کنند! و وقتی تفاوتی یافت نکرده اند انگشت تعجب بر دهان گرفته اند. 
این عدم شناخت درست از تشیع، زمینه ساز رویکردهای ضدشیعی شده است. متاسفانه شیعیان نیز شناخت درستی از اهل سنت نداشته و آنان را «دشمنان اهل بیت» و یا «مخالف اهل بیت» می پندارند. اساسا بزرگترین مانع در راه وحدت اسلامی عدم شناخت صحیح طرفین از یکدیگر است. ما با «تصویر متوهمانه ذهنی» همدیگر زندگی می کنیم. 
به دلیل تبلیغات وحشتناک ضدشیعی، اگر ما بخواهیم عقاید خود را برای طرف مقابل روشن کرده و سوءتفاهم ها را برطرف نماییم متهم به «تقیه» خواهیم شد! اینجاست که اهل سنت ایران می توانند ما را در ترسیم چهره درست تشیع در جهان اسلام یاری کنند. چرا که انگ «تقیه» به اهل سنت نمی چسبد. و اگر این اتفاق بیفتد و غلبه گسترده اشتراکات شیعه و سنی بر اختلافات شان مشخص شود، راه برای صدور انقلاب و محبوبیت و نفوذ ما در جهان اسلام باز خواهد شد. 
 

 

 

 

ترسیم زیبایی و عظمت مکتب اهل بیت«ع» 
حکومتداری به شیوه مولای متقیان «ع» و بر اساس معارف بلند اهل بیت «ع» سبب خواهد شد تا نظاره گران خارجی – چه اهل سنت و چه دیگران - به قدرت و پویایی مکتب اهل بیت پی برده و نسبت به کسب معارف اهل بیت «ع» علاقمند شوند. البته کسب معارف اهل بیت «ع» به معنای شیعه شدن نیست. و اساسا تلاش برای شیعی سازی اهل سنت اشتباهی بس بزرگ است که توضیح چرایی آن از حوصله این نوشته خارج است. 
وقتی ما در حکومتی که ادعای پیروی از امیرالمومنین «ع» را دارد، همچون خود این بزرگوار، حقوق اقلیت های مذهبی را کاملا رعایت کرده و با احترام و مهربانی با آنان رفتار کنیم و عدالت علوی را در حق آنان اجرا کنیم، خود به خود عظمت مکتب امیرالمومنین «ع» را برای جهان اسلام و حتی جهان بشریت به نمایش گذاشته ایم. و وقتی زیبایی این مکتب برای دیگران روشن شد، زمینه برای گرایش به این تفکر و سیراب شدن از چشمه معارف ناب آن بزرگوار مهیا خواهد شد. 
از نظر بین المللی نیز دفاع همه ارکان حکومت از حقوق مدنی و سیاسی تمام شهروندان، به جهانیان اثبات می کند که اسلامی بودن «جمهوری» و دینی بودن «مردمسالاری» موجب نشده است که شهروندان از حقوق نامساوی برخوردار شوند. حال آنکه اگر جامعه ایران، جامعه ای یکدست می بود و نشانی از اقلیت های مذهبی و دینی در آن وجود نمی داشت، امکان به رخ کشیدن کارآمدی یک حکومت شیعی به جهانیان نیز وجود نداشت. 
از سوی دیگر باید توجه کرد که موقعیت اهل سنت در ایران، شبیه وضعیت شیعیان در سایر کشورهای اسلامی است. یعنی شیعیان در این کشورها در اقلیت بوده و حدود 15 درصد مسلمانان را تشکیل می دهند. بنابراین چگونگی تعامل دولت و مردم ایران با خواهران و برادران اهل سنت خود این امکان را فراهم می کند که همین الگو در رابطه دولت های اسلامی و شهروندان اهل سنت با شیعیان کشورهای گوناگون-که در اقلیت هستند- معرفی و اتخاذ شود. 
ما می توانیم با رعایت حقوق و احترام کامل اهل سنت، در جهت دفاع از اقلیت شیعیان سایر کشورها با دولت و مردم آن کشورها محاجه کرده و از این طریق به احقاق حقوق شیعیان بپردازیم. 
در حقیقت به میزانی که اهل سنت ایرانی با جمهوری اسلامی احساس نزدیکی بیشتری کنند، می توان توقع داشت که دولت ها و ملت های مسلمان نیز درباره شیعیان چنین روشی پیشه کنند. بنابراین به رسمیت شناختن حقوق مدنی و سیاسی اهل سنت در ایران، به یک معنا می تواند دفاع از حقوق مدنی و سیاسی شیعیان در سراسر جهان نیز محسوب می شود. 
 

 

 

 

لزوم اتخاذ نگاه «فرصت محور» در همه عرصه ها 
نگاه به یک مسئله صرفا از ناحیه فرصت هایی که برای ما دارد و بی توجهی به تهدیدهایی که متوجه ما خواهد ساخت، قطعا اشتباه بزرگی است. اما سخن در این است که نگرش غالب چگونه نگرشی است؟ آیا در مواجهه با یک مسئله میتوانیم فرصت های آن را کشف و به استخدام درآوریم یا اینکه از ابتدا به دنبال یافتن تهدیدهای آن هستیم و به محض یافتن چند تهدید، تمامی فرصت ها را نادیده گرفته و به مقابله با آن مسئله می پردازیم؟ متاسفانه نگاه غالب چنین نگاهی بوده و مختص به مسئله اهل سنت هم نیست. این نگرش در ناخودآگاه ما ریشه دوانیده و در بسیاری از مسائل خود را نشان می دهد. البته نگرش های تهدیدمحور در بین مسئولین ما تا حدی طبیعی است. و این به دلیل اقتضائات موقعیت جمهوری اسلامی در دنیا و حجم دشمنی ها علیه ماست. اما این اقتضائات نباید ما را در جاده ای بیندازد که نگاه های امنیتی سراسر سیاستگذاری های ما را در برگیرد. چرا که نگاه های امنیتی و پلیسی، به دلیل رویکردهای تقابلی، زمینه های ناامنی را افزایش می دهد. 
و اصلا مگر هر مشکل امنیتی را باید با سیاست های امنیتی برطرف کرد؟! بسیاری از مشکلات امنیتی به دلیل وجود زمینه های اجتماعی خاصی است. بنابراین برای حل آن مشکلات باید با سیاست های فرهنگی و اجتماعی، زمینه های اجتماعی ناامنی و افراط گرایی را از بین برد. مواجهه صرفا امنیتی با افراط گرایی های مذهبی مانند آنچه «جیش العدل» بدان مبادرت می ورزد، به هیچ وجه به صورت ریشه ای آن را درمان نمی کند. این جریانات بر «حس تبعیض» اهل سنت سوار شده اند. لذا باید این «حس تبعیض» را از بین برد. مادامی که «حس تبعیض» وجود دارد، بدون شک «جیش العدل» ها و «عبدالمالک ریگی» ها هم وجود خواهند داشت، منتها هر روز با یک اسم جدید. 
جواب اینکه چرا بعضا دشمنان ما از دشمن ترینِ دشمنان شان دوست می سازند، و ما از دوست ترینِ دوستان مان دشمن، را باید در نگرش «تهدیدمحور» خود و نگرش «فرصت محور» دشمن جستجو کنیم. هنر مدیریت، هنر استفاده از فرصت ها و تبدیل تهدیدها به فرصت است وگرنه مقابله امنیتی با تهدیدها کار خیلی سختی نیست. 
 

 

 

 

منبع: مجله هابیل




نظرات کاربران