در حال بارگذاری ...

این امپراتوری پس از زوال خلافت بنی عباس به مهم ترین و پهناورترین دولت اسلامی مشهور شده است البته نمی توان فجایع بزرگی را که برخی سلاطین عثمانی همانند اغلب خلفای بنی عباس و بنی امیه ببار آورده اند نادیده گرفت که با روح شریعت اسلامی منافات دارد اما از سوی دیگر قدرتشان بازدارنده و مانع از طمع دشمنان اسلام و امت مسلمان بوده

 حسین پندی
همانگونه که متاسفانه در بین پیروان امیرالمومنین علی(ع) افراد تندرو و فرقه های افراطی از جمله "غلاة علی الهی" وجود دارند که علمای محترم ما عقیده آنان را مردود دانسته و شیعیان راستین نیز از آنان و راهشان مبرا هستند، در جوامع اهل سنت هم مشابهت هایی هست و تصور اینکه همه برادران اهل سنت تکفیری و یا وهابی باشند قضاوتی غیر منصفانه و دور از حقیقت است. 
باید توجه داشت که در کلام خداوند متعال از تندروی منع شده ایم(1) اما همواره قدرتهای استعماری با استفاده از تبلیغات صهیونیستی و به کمک مغرضین دست نشانده خود و افراد ناآگاه در تلاشند تا با القای این تفکرات نادرست، با تشدید اختلافات میان برادران مسلمان به اهداف شوم و ناجوانمردانه خویش دست یابند. 
با ورق زدن تاریخ آثار و نتایج این سیاست تفرقه افکنی به روشنی مشاهده می شود، یک نمونه بارز آن را می توان سرنوشت امپراتوری قدرتمند عثمانی به شمار آورد که بیش از شش قرن (1299-1922م) بدون تردید ابر قدرت منطقه مدیترانه بوده و اوج قدرت آن پیش از پایان قرن پانزدهم میلادی قلمرو بزرگی را در سه قاره در بر می گرفت که در آسیا آناتولی، سوریه، فلسطین، عراق و ارمنستان، در آفریقا مصر و لیبی و در اروپا بلغارستان، یونان، صربستان، آلبانی، بوسنی و رومانی را شامل می گردید و تا دروازه های شهر وین، پایتخت مشهور هاسبورگ و اتریش فعلی، امتداد داشت. این امپراتوری پس از زوال خلافت بنی عباس به مهم ترین و پهناورترین دولت اسلامی مشهور شده است البته نمی توان فجایع بزرگی را که برخی سلاطین عثمانی همانند اغلب خلفای بنی عباس و بنی امیه ببار آورده اند نادیده گرفت که با روح شریعت اسلامی منافات دارد اما از سوی دیگر قدرتشان بازدارنده و مانع از طمع دشمنان اسلام و امت مسلمان بوده و این توصیه و سفارش ارزشمند خداوند مهربان در مصحف شریفست که به ما عطافرموده (2) و ایکاش بتوانیم به سایر دستوراتش نیز خالصانه عمل نماییم که چیزی جز سعادت بشر را به ارمغان نخواهد آورد. 
پس از پایان جنگ اول جهانی و شکست عثمانی که این امپراتوری به لحاظ نظامی و سیاسی تضعیف گردید، دولت های بریتانیا و فرانسه با نیرنگ و دسیسه، خاصه اجرای سیاست تفرقه اندازی و با استفاده از جاسوسان خود در سرزمین های اسلامی از قبیل سرگرد لورنس انگلیسی در عربستان که مزورانه بهترین بهره برداری را از تعصبات نژادی اعراب نمود، سبب شورش در برخی از دولت های منطقه شدند که نهایتاً به فروپاشی امپراتوری عثمانی انجامید و در نتیجه این دو کشور دنیای اسلام را میان خود تقسیم نمودند. از این غنایم، فلسطین نصیب دولت بریتانیا گردید که از ابتدا اعلام نمود این منطقه را یهودی خواهد کرد و در واقع تشکیل دولت صهیونیستی بدست دولت انگلستان، آل سعود و وهابی ها صورت گرفته است. 
از آن پس مثلث شوم انگلیس، آمریکا و اسراییل خاورمیانه را تبدیل به میدان جنگ بین اقوام و مذاهب اسلامی کرده و گروه های افراطی و جنایت پیشه با حمایت آنان تشکیل و چهره اسلام را در دنیا زشت و خشن و خونریز جلوه می دهند که ناگفته پیداست بهترین و برنده ترین حربه آنان تشدید اختلافات مذهبی بین امت اسلامی بوده است و بر ما مسلمانان واجب می شود به نتایج این تجربیات تلخ با دقت بیشتری نظر اندازیم. 
اکنون با پدید آمدن موج بیداری اسلامی شایسته است دست کم ما در میهن اسلامی – شیعی خود ضمن اهمیت به ارزشهایمان از هرگونه حرف و عملی که سبب کدورت و حتی دلگیری برادران اهل سنت می شود جداً پرهیز نموده و با الهام از کلام خداوند سبحان و وصایای پیامبر عظیم الشان او (ص) و راهنمایی و الگو قراردادن اهل بیت(ع) به اتحاد مسلمانان اندیشیده و عمل کنیم. برای گام نخست لازمست در شنیده های خود تجدید نظر کرده و هیچ کلامی را بدون منطق و آگاهی نپذیریم و تلاش نماییم برای نکات مثبت ارزش بیشتری قائل باشیم که متاسفانه بسیاری از ما از این نکات بی خبریم و در زیر نمونه هایی از آن ذکر شده: 
* بسیاری از نویسندگان اهل سنت کتبی در بزرگداشت ائمه شیعه(ع) و شخصیت های شیعی نوشته اند که در بین نویسندگان خودی به این زیبایی قلم نزده اند برای مثال می توان طه حسین را نام برد. 
*خواجوی کرمانی که شافعی مذهب بود اشعار زیبایی در مدح اهل بیت(ع) دارد و به مداحی خود مفتخراست. 
*در بعضی کشورهای اسلامی از جمله در مصر و سوریه اماکن مذهبی بنام ائمه شیعه(ع) وجود دارد و از این بزرگواران تجلیل می شود. 
*عبدالرحمن و محمد ابوبکر دو پسر ابوبکر از شیعیان خالص و امین حضرت علی(ع) بودند. 
*احمد بن حنبل معتقد به 5 خلیفه بود که آخری امام حسن(ع) بود و می گفت پس از آنها سلطنت بر پاشد. 
*در بین بزرگان و دانشمندان سنی مذهب کم نیستند آنان که برای اهل بیت(ع) احترام ویژه قائل بوده و هستند و به ستایش آن بزرگواران پرداخته اند. شاید بتوان در این میان بزرگترین و مشهورترین عالم را مولوی نامید که خاصه امام حسین(ع) و قیام ایشان را ستوده اما در بین دانشمندان و متفکرین معاصر اهل سنت بی شک زنده یاد علامه اقبال زیباتر از دیگران سید الشهداء(ع) را مورد ستایش قرارداده و در سایر سروده هایش نیز ارادت او به خاندان عترت کاملاً مشهود است و قطعه زیر برای حسن ختام انتخاب شده(3): 
مریم از یک نسبت عیسی عزیز 
از سه نسبت حضرت زهرا عزیز 
 
نور چشم رحمة للعالمین 
آن امام اولین و آخرین 
 
آنکه جان در پیکر گیتی دمید 
روزگار تازه آیین آفرید 
 
بانوی آن تاجدار هَل اَتی 
مرتضی مشکل گشا شیرخدا 
 
پادشاه و کلبه ای ایوان او 
یک حُسام و یک زره سامان او 
 
مادر آن مرکز پرگار عشق 
مادر آن کاروان سالار عشق 
 
آن یکی شمع شبستان حرم 
حافظ جمعیت خَیرُالاَُمم 
 
تا نشیند آتش پیکار و کین 
پشت پا زد بر سر تاج و نگین 
 
و آن دگر مولای ابرار جهان 
قوت بازوی احرار جهان 
 
در نوای زندگی سوز از حسین 
اهل حق حریّت آموز از حسین 
 
سیرت فرزندها از امّهات 
جوهر صدق و صفا از اُمّهات 
 
مزرع تسلیم را حاصل بتول 
مادران را اُسوه ی کامل بتول 
 
بهرمحتاجی دلش آن گونه سوخت 
با یهودی چادر خود را فروخت 3 
 
نوری و هم آتشی فرمانبرش 
گم رضایش در رضای شوهرش 
 
آن ادب پرورده ی صبر و رضا 
آسیا گردان و لب قرآن سُرا 
 
گریه های او زبالین بی نیاز 
گوهر افشاندی به دامان نماز 
 
اشک او برچید جبریل از زمین 
همچون شبنم ریخت بر عرش برین 
 
رشته آیین حق زنجیر پاست 
پاس فرمان جناب مصطفی است 
 
ورنه گرد تربتش گر دیدمی 
سجده ها برخاک او پاشیدمی 
 
توضیحات: 
1- سوره مبارک نساء آیه 171 
2- سوره مبارک انفال آیه 60 
3- علامه محمد اقبال لاهوری(رضوان ا... علیه)، شاعر، فیلسوف، سیاستمدار، متفکر مسلمان هندی در تاریخ نهم نوامبر1877 میلادی در شهر سیالکوت از ایالت پنجاب پای به هستی نهاد، پدرش مسلمان معتقد و نیاکان او از برهمنان کشمیر بودند که 200سال پیش از تولد او به دین اسلام مشرف شدند. تحصیلات مقدماتی او در رشته فلسفه در لاهور آغاز و کارشناسی ارشد همین رشته را در سال 1899 با احراز رتبه اول از دانشگاه پنجاب به پایان رسانید. پس از اخذ درجه فلسفه اخلاق در کمبریج وارد دانشگاه مونیخ گردید و رساله دکترای خود در فلسفه را با عنوان "ارتقاء ما بعد الطبیعه در ایران" تدوین نمود که بوسیله دانشور معروف ایرانی، دکتر حسن آریانپور با نام "سیر فلسفه در ایران" به زبان پارسی ترجمه گردیده. اقبال با مستشرقان بنامی چون "ادوارد براون" و "رینولد نیکلسون" آشنا شد و دومی که استاد فلسفه او نیز بود بعضی آثارش را ترجمه کرده است. از دکتر ملکی بعنوان مهمترین اقبال شناس در ایران یاد می شود اما اولین بار توسط شهید استاد مطهری و شهید دکتر علی شریعتی در سرزمین ما شناسانده شد و مرحوم شریعتی او را ایرانی ترین خارجی و شیعه ترین سنی نامیده است. وفات این دانشمند فرزانه 1938 ثبت شده (روحش شاد و یادش گرامی باد انشاا...).

 




نظرات کاربران