در حال بارگذاری ...

ابن نبی و سعید ، معتقدند که تمدن ، ریشه در همگرایی فرهنگ های مختلف دارد. و ملت های مختلف در شکل گیری ویژگی ها و مشخصه های یک تمدن ، نقش ایفا می کنند. از همین رو معتقدند که تمدن اسلامی ، ارثیه ی مشترک تمام ملت ها وامت هایی است که زیر علم آن گرد آمده اند و در ساخت آن سهم داشته اند. ملت ها و امت هایی که تار و پود مستحکم و به هم پیوسته ی امت اسلامی را شکل داده اند. بنابراین ، تمدن اسلامی ، تمدنی قومی و ملیتی نیست که فقط مخصوص به قوم و ملتی خاص باشد. بلکه تمدن فراگیر و جامعی است که همه ی ملت ها و اقوامی را در برمی گیرد که در برپایی این تمدن و درخشش و شکوفایی آن نقش داشته اند. و در گسترش تاثیر و نفوذ آن در جهان سهیم بوده اند.

 نویسنده: د.لطیفة الوارتی 
مترجم: م.س.اقدامی 

مقدمه: 
مالک بن نبی ، به دور از اوضاع مسلمانان و غافل از حال آنان نبود. بلکه دغدغه مند مسلمین و حال و روز آنها بود. و از همین روست که در نظریات او در حوزه ی «تمدن» حکمت و متانت خاصی را مشاهده می کنیم که با نگاهی عمیق به مسائل می پردازند و برای فهم و شناخت درمان، به جست و جوی ریشه های درد می پردازد تا با دستیابی به آنها دردها را ریشه کن کند. 
او از جمله نابغه هایی به حساب می آید که در بحث «نابود کردن تمدن» ، نظریه های پخته و کاملی را ارائه داده است. که هم از مبانی اسلامی و هم از فرهنگ عصر مدرن، استفاده کرده است. 
اما در غرب نیز صدای متفکر، منتقد، نویسنده ی ادبی و نظریه پرداز چپ و سکولار ، متمایز شده است. کسی که سخت است او را در مکتب فکری مشخصی بگنجانیم و در مذهب معینی به حساب آوریم. 
زیرا او نمونه ای است از متفکرانی که در یک چهارچوب نمی گنجند و از مکاتب فکری مختلف بهره گیری می کنند و از جمله اندیشمندانی است که زندگی شان آمیخته به گفت و گو و جدل است. و پدیده های چالشی و مشکل را بخش محوری تفکر قرار می دهند. و تفکر را در نظامی معرفتی قرار می دهند که نقد، شاخصه ی اصلی آن است. صحبت از متفکر عربی مسیحی و سکولار و مدافع عرب ها و مسلمانان ، ادوارد سعید است. (2) 
ادوارد سعید ، با آن که در غرب رشد کرد ، اما تحت تاثیر افکار نابودکننده آن قرار نگرفت. و با برهان و حجت به نقد غرب پرداخت و از قدرت استعماری آن پرده برداشت. او ادعاها و دروغ های غربیان در تخریب چهره ی اسلام را بر ملا کرد و ثابت کرد که تمدن اسلامی شریف ترین و مقدس ترین تمدن جهان است. 
« تمدن اسلامی » ، نوری که هرگز خاموش نمی شود
ابن نبی و سعید ، معتقدند که تمدن ، ریشه در همگرایی فرهنگ های مختلف دارد. و ملت های مختلف در شکل گیری ویژگی ها و مشخصه های یک تمدن ، نقش ایفا می کنند. 
از همین رو معتقدند که تمدن اسلامی ، ارثیه ی مشترک تمام ملت ها وامت هایی است که زیر علم آن گرد آمده اند و در ساخت آن سهم داشته اند. ملت ها و امت هایی که تار و پود مستحکم و به هم پیوسته ی امت اسلامی را شکل داده اند. 
بنابراین ، تمدن اسلامی ، تمدنی قومی و ملیتی نیست که فقط مخصوص به قوم و ملتی خاص باشد. بلکه تمدن فراگیر و جامعی است که همه ی ملت ها و اقوامی را در برمی گیرد که در برپایی این تمدن و درخشش و شکوفایی آن نقش داشته اند. و در گسترش تاثیر و نفوذ آن در جهان سهیم بوده اند. 
بنابراین، ما دو نوع « تمدن اسلامی » داریم: 
1- « تمدن اسلامی اصیل » ؛ که اسمش « تمدن ابداع و نوآوری » است. و اسلام ، تنها منبع آن است. 
2- تمدنی که در حوزه ی مسائل تجربی است. و تفکر بشری در گذشته نیز با آن آشنایی داشته است. اما مسلمانان در امتداد بخشیدن به آن و به سازی آن سهم به سزایی داشته اند. نام این تمدن « تمدن احیاء » است.(3) 
و هر کدام از این دو تمدن ، ویژگی های خاصی به تمدن اسلامی بخشیده اند. که نشان خاصی را به این تمدن داده اند . و آن را در میان تمام تمدن های انسانی در گذشته و حال ، متمایز کرده است: 
1- تمدن «ایمانی» 
2- تمدن «انسانی» 
3- تمدن «الهام بخش» که چیزهای زیادی را بخشیده است و از تمدن ها و فرهنگ های انسانی که بین ملت های گذشته رواج داشته، اخذ شده است. 
4 – تمدن «تعادل بخش» که بین مسائل روحی و مادی تعادل ایجاد می کند. 
5 – تمدنی است که باقی مانده ی بقای حیات بر روی زمین است. که بقایش را از اسلام می گیرد. 
«تمدن غربی» در ترازو 
انصاف این است که بگوییم تمدن غربی، خالی از جنبه های مثبت و ایجابی نیست. و تمام نظام های علمی، از جمله تمدن اسلامی از تمدن غربی استفاده کرده اند. اما تمدن غربی خالی از جنبه های منفی نیز نیست. این تمدن، هم خوانی با تعالیم دینی و مبادی انسانی و اخلاقی متعالی ندارد. و این امری است که به شدت تمدن انسانی را در معرض تهدید قرار داده است. 
تمدن غربی بر چند ویژگی تمرکز دارد: 
1- تاریکی در معرفت الهی 
2 – گرایش مادی. مبنا قرار دادن ماده در تفسیر هر چیزی و انکار غیبیات 
3- گرایش سکولاریستی 
4 – جنگ و درگیری. تمدن غرب، تمدنی است که بر درگیری بنا شده است. درگیری انسان با خودش ، با انسان ، با طبیعت ، با خدا و ... 
5- برتری طلبی و سلطه بر دیگران 
نشانه های درگیری تمدنی ، بین «مالک ابن نبی» و «ادوارد سعید» 
مالک بن نبی با تحلیلات و آرای اصلاحی اش در تلاش بود تا در مقابل سخنان نادرستی که به اسلام نسبت داده می شود، بایستد. از همین رو دوست دارانش را به ضرورت دفاع از اسلام و محافظت از آن ترغیب می کرد. که ابتدا به اصلاح خویش بپردازند و سپس به اصلاح دیگران؛ تا هم یاری ، برادری و حرکت بر طبق مسلک سلف صالح باشد. در واقع او در اینجا با روش «ابن تیمیه» پیش می رود. که ابتدا باید به اصلاح نفس پرداخت تا این اصلاح به دیگری سرایت کند و در نهایت به اصلاح تمام جامعه بینجامد. (4) 
همین تفکر را – با بیانی دیگر - ما در نزد «ادوارد سعید» نیز می بینیم. به گونه ای که ابتدا با زبانی گزنده حال و روز مسلمانان را نقد می کند و سپس به نقد تمام کسانی که به این دین راستین و تمدن جاودانش آسیب رسانده اند می پردازد. دفاع او، ریشه در ایمان او به حق دارد. و اینکه با روشن بینی و حق طلبی، امور را بدون گرایش ها و تعلقات بررسی می کند. او سکولار ، مسیحی، مدرنیست و انسانی است که با قدرت کلام و تحلیل های عقلانی و منطقی اش به دفاع از تمدن اسلامی می پردازد و مسلمانان را به محافظت از آن تشویق می کند و به مقابله با تهاجماتی که برضد آن می شود فرا می خواند. 
ادوارد سعید
آینده ی «تمدن اسلامی»، در نظر«مالک بن نبی»و «ادواردسعید» 
مالک در فضای درگیری اسلام و غرب، زندگی کرده است. و خطر تفکرات وارداتی و از بین رفتن نیروهای فکری و فرهنگی را دیده است. او فهمیده است که هدف استعمار، این است که نسبت فرد و جامعه را «نسبت خیانت» قرار دهد. به این ترتیب که ابتدا فردی را بسازد که به جامعه اش خیانت کند. اگر موفق نشد، تلاش می کند کاری کند که جامعه از طریق اشرارش به این فرد خیانت کنند. (5) 
بنابراین ، استعمار به غارتگری ، سودجویی و دیگر اشکال ویران کننده ی مادی و معنوی بسنده نمی کند. بلکه اصول اخلاقی و رفتاری و هویت فرد را از بین می برد. تا با سقوط اخلاقی، دروازه ای همیشه گشوده درست کند تا هر وقت که خواست در آن نفوذ کند.(6) 
و همین جاست که ابن نبی اصلاح و تقویت مبانی اعتقادی در بین مسلمانان را امری ضروری می داند. و نیز لازم می داند که به انسان مسلمان در باره ی وظایفش در زندگی، آگاهی بخشی شود تا زندگی اش به حیاتی پوچ و بیهوده تبدیل نشود. بنابراین مالک بن نبی، نسخه ی جایگزین را رجوع به اصولی می داند که تمدن اسلامی از آن سرچشمه گرفته است. 
اما روش ادوارد سعید، مخالف روش مالک بن نبی است. او معتقد است که باید با دشمنان اسلام و با هرکس که می خواهد به آن ضربه بزند، به مقابله پرداخت. او که عرب، مسیحی و سکولار است، از روزی که شروع کرد به دفاع کردن از اسلام، در این دفاع باقی ماند تا زمانی که از این دنیا رخت سفر بربست. 
سعید سعی در پرده برداری از تصویر اشتباهی داشت که انسان غربی از مسلمانان و عرب ها در ذهن خود پرورانده بود. تصویری که در آن، مسلمانان انسان هایی پست، خشن و پر از اختلاف با یکدیگرمعرفی می شدند. و در نتیجه، انسان مسلمان از عنصر انسانیت خالی بود و در این میان ، تفکر «برتری فرهنگ و تمدن غربی» بود که مقدس شمرده می شد. و سعید ، تلاش می کرد تا در تمام نوشته هایش و در فکر و نقد و ادبش و حتی در موسیقی اش، اعتبار فرهنگ ها و گروه های مختلف حیات بشری را به آنان برگرداند. خصوصا فرهنگ اسلامی. و بر این نکته تاکید می ورزید که دموکراسی، مدرنیته و مانند آن، فقط منحصر به جهان بینی اروپایی و غربی نمی باشد. جهان بینی که سعی در این دارد که در مقایسه با جوامع دیگر، حالتی از مرکز – پیرامون فرهنگی به وجود آورد. 

پانوشت:
1 –استاد دانشگاه جامع ناظور مراکش 
2- ( 1935- 2003). 
3- دایرة المعارف تمدن اسلامی. احمد شلبی. 
4 – دنیای اسلام در نظر مالک بن نبی. برگرفته از مقاله ی « تفکر تمدن ، و ترسیم مشکل فکری اسلامی ، در نظر مالک بن نبی »- نورالدین خندودی 
5- درگیری تفکر در کشورهای مستعمره – مالک بن نبی ص 125 
و سوال های فکری ، روش و کارآمدی در میراث مالک بن نبی – محمد بنعیادی 
6 - سوال های فکری ، روش و کارآمدی در میراث مالک بن نبی – محمد بنعیادی 

 




نظرات کاربران