در حال بارگذاری ...

چند روز پیش رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان، صریحا بر لزوم استفاده از این ظرفیت جهت تشکیل «جبهه جهانی ضدآمریکایی و ضدصهیونیستی» در میان «دانشجویان جهان اسلام» تاکید نمودند.

چندی قبل در مطلبی با عنوان «هسته های مجازی جبهه جهانی مستضعفین» به ظرفیت گسترده موجود در شبکه های اجتماعی جدید اشاره کرده و تاکید داشتم که می توان این ابزار را در جهت آرمانهای انقلاب به کار گرفت.
چند روز پیش رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان، صریحا بر لزوم استفاده از این ظرفیت جهت تشکیل «جبهه جهانی ضدآمریکایی و ضدصهیونیستی» در میان «دانشجویان جهان اسلام» تاکید نمودند.
این توصیه حکیمانه البته اگر به مانند توجه به برخی دیگر از توصیه های ایشان بدون توجه به واقعیات و ملزومات آن باشد و با شتابزدگی و بدون تدبیر صورت گیرد، طبعا موفقیت آمیز نخواهد بود ولی در صورت وجود طمانینه و تدبیر لازم می تواند به نتایج موثری منجر گردد. جمع میان آرمانخواهی و واقع بینی، اصلی است که می تواند ضامن موفقیت این اقدام شود.
در این مجال به  برخی ملزومات تشکیل این جبهه اشاره خواهد شد:


1. گفتمان قابل تطبیق: دانشجوی مسلمان انقلابی باید علاوه بر شناخت صحیح گفتمان انقلاب اسلامی، قابلیت بومی سازی آن برای مخاطب بیرونی را نیز داشته باشد. طبعا کسی که خودش گفتمان انقلاب را بدرستی نشناسند نمی تواند نماینده خوبی برای فکر انقلاب باشد. در ضمن نباید تصور کنیم که همه مفاهیم موجود در ذیل گفتمان انقلاب قابلیت ارائه به بیرون را دارند. چنانچه رهبر هوشمند انقلاب چند سال قبل تاکید کردند که ما به دنبال صدور ولایت فقیه نیستیم و همین که اسلامیت و جمهوریت در بیداری اسلامی تضمین شود کفایت می کند.


2. شناخت واقعی مخاطب: از ملزومات بدیهی این امر، شناخت مخاطب است. این شناخت چیزی نیست که با یک بار سفر به یک کشور حاصل شود! حتی با نشست و برخاست با سه چهار دانشجوی آن کشور نیز پدید نمی آید. شایسته است که تیم هایی با فرآیندهای میان مدت سعی در درک واقعی از جریانات و پدیده های هر کشور بنمایند و سعی نکنند با ذهنیات تیپیکالی، تفکرات خود را بعنوان واقعیت موجود در هر کشور جا بزنند!


3. واقع نگری تعاملی: وقتی واقع نگری حاکم شد دیگر انتظار نداریم که مثلا همه جوانان مسلمان مانند ما اعتراض کنند و مثلا پرچم آمریکا را آتش بزنند یا ادبیات شان نیز مانند ادبیات ما باشد. شاید در یک کشور، مساله جنایات آمریکا با ادبیات دینی و در کشوری دیگر با ادبیات انسانی مطرح شود و این تمایزات نباید باعث بروز تعارض گردد.


4. ارتباطات گسترده: بدیهی است که تشکیل یک جبهه نیازمند ارتباط گیری است. خوب است که در این نکته، توجه کنیم که به سراغ رابطین همیشگی و مهمانان ثابت برخی همایش های بین المللی نرویم! چرا که آنان نوعا محدودیت هایی را در کشورشان دارند یا برای ما دروازه خوبی برای وصول به همه ظرفیت ها نیستند. چنانچه رهبری تاکید کردند خود فضای مجازی بهترین بستر برای ارتباط با همه نوع رویکرد و جریانات فکری است.


5. اعتمادسازی تدریجی: مهمترین نکته پس از ارتباط گیری، ایجاد «اعتماد» است. این مساله مهمترین رکن برای تحقق اهداف بعدی هر ارتباطی است. اینجاست که گامهای قبل نیز به کار می آیند. اگر واقع بینی در مشاهده رخ داده باشد خواهیم دانست که مثلا مخاطب ما سوالاتی درباره مساله سوریه دارد لذا سعی می کنیم آنرا تمهید نماییم. طبعا اگر گفتمان انقلاب بر ما حاکم باشد، مساله وحدت و کار مشترک با اهل سنت نیز برای ما حل شده است و افراطیون در میان ما جایی نخواهند داشت. این اعتماد نه یک شبه که در یک فرآیند شکل می گیرد.


6. عدم تعجیل در عملیات: برخی بخاطر روحیات عملگرایانه ای که دارند سعی دارند که فورا به اقدامی عملیاتی و مشترک دست بزنند ولی طبعا بدون طی مراحلی که اعتماد مخاطبان را جلب کند و نوعی پایداری در ارتباط را ثمر بدهد نمی توان اقدامات گسترده و موثری را انجام داد و بمثابه برخی کمپین ها که اسم بین المللی دارند فقط در حیطه ارتباطات ایرانی یا شیعی باقی می مانند!


7. ایجاد نگاه بین المللی: و نهایتا اینکه بدون داشتن نگرش بین المللی و شناخت مقتصیات آن نمی توان در این عرصه موفق شد. برخی تصور می کنند که کار بین المللی همان کار داخل دانشگاه خودشان بعلاوه زبان خارجی است! حتی برخی تولیدات را به صرف زیرنویس شدن دارای اثر جهانی می پندارند حال آنکه ذایقه و فهم مخاطب بیرونی در خیلی از مسائل با ما فرق دارد و نمی توان با همین روش و منطق داخلی با او نیز به مفاهمه رسید.

 

 




نظرات کاربران