در حال بارگذاری ...

بایستی مخلصانه تلاش کنیم تا به شیعه و سنی بفهمانیم که این اختلافات نباید موجب شود تا گروهی از اسلام خارج شود. همه ما مسلمانیم و به اصول اصلی اسلامی اعتقاد داریم و واجب است که خودمان را در قبال تمامی مسلمانان مسئول بدانیم

* آیت الله محمدعلی تسخیری

 

آیت الله شیخ محمد علی تسخیری، فقیه و متفکر اسلامی از جمهوری اسلامی ایران، متولد سال 1323ه/1944م است. او هم تحصیلات حوزوی و هم دانشگاهی دارد. و در دو حوزه نجف و قم در محضر اساتید بزرگی از جمله شهید محمد باقر صدر درس فراگرفته است. همچنین فارغ التحصل دانشکده فقه در نجف اشرف می باشد. وی متصدی مسئولیت های بسیاری است که مهمترین آنها دبیرکل مجمع جهانی تقریب بین مذاهب اسلامی، عضویت در مجلس خبرگان جمهوری اسلامی ایران و ...است. وی در حدود 50 کتاب و 300مقاله و پژوهش در رشته های گوناگون علوم اسلامی از جمله تفسیر و فقه و حقوق و اقتصاد و حج و ...به رشته تحریر درآورده است.

 

سوال: فرمودید ریشه اختلافات به نیت حکومت ها و منافع شان برمی گردد و این در حالی است که شعیه در عصر صفوی دارای سلطنت و پادشاهی و دارای مرزهای سیاسی بود. جنابعالی نقش ایجاد حکومت صفوی را در مقابل خلیفه عثمانی چگونه تفسیر می کنید؟ آیا اعتقاد دارید که این امر سبب انتشار تشیع غالی بود یا نه؟

جواب: به نظر بنده، سیاست هر دو طرف، سبب تعمیق قوم گرایی بین اهل سنت و شیعه بوده است. و سیاست های صفویه این قوم گرایی را تشدید کرد همانطور که سیاست های عثمانی آتش های آن را شعله ور ساخت. البته ما جنبه های مثبت در حکومت را انکار نمی کنیم ولی این باعث نمی شود که از نقاط ضعف آن ها نیز چشم پوشی کنیم. اختلاف در فهم و در اجتهاد طبیعی است ولی انحرافاتی که سبب این اختلافات تفرقه برانگیزی متعصبانه شد، دستمایه اختلافات سیاسی بود.

 

سوال: بعضی از علمای شیعه در زمان های گذشته مانند شیخ مفید و شیخ طوسی زمانی که در منصب فتوا بودند به آموزه های مذاهب مختلف فتوا می دادند، شما چگونه این را تفسیر می کنید؟

جواب: لازم است که نقش بزرگ ائمه اطهار علیهم السلام را در مشروعیت بخشی به اجتهادات مختلف فراموش نکنیم. ائمه علیهم السلام ظرفیت آموزش پیروان مذاهب گوناگون را داشتند و شاگردانی را از تمامی طبقات های امت می پذیرفتند و آنها را تعلیم و تربیت می کردند و بطور کلی در دو سطح به ارشاد می پرداختند.

 

یکی خط تربیتی مجموعه ای خاص که به امامت اهل بیت علیهم السلام معتقد بودند، که ما آنها را شیعیان می نامیم. و خط دیگر، راهنمایی و ارشاد همه امت اسلامی و گسترش آگاهی و علم در بین تمامی مسلمانان. و طبیعی است که پیروان ائمه (ع) نیز همین دو خط را دنبال می کردند و ما شاهدیم که در بعضی از زمان ها علمای ما نیز طبق آموزه های مذاهب مختلف فتوا می دادند و درباره این مسائل حتی کتب الخلاف(کتاب اختلافات) تالیف کرده اند. پس بنابراین ریشه اینگونه امور، روح علمی موجود در بین علمای ما بوده است که تا زمانهای اخیر نیز ادامه رایج بوده است.

 

سوال: مشاهده می کنیم امروزه تنش های میان مذاهب شافعی و حنفی و حنبلی و مالکی از بین رفته است. شما این مساله را چگونه ارزیابی می کنید در حالی که در زمان های گذشته اختلافات مذهبی در بین آن ها کم نبوده است؟

جواب: در بازه زمانی خاصی در گذشته، اختلاف بین مذاهب اهل سنت بیشتر از اختلاف موجود بین شیعه و اهل سنت بوده است. امام طوفی حنبلی نقل می کند، هنگامی که از کنار مسجد شافعیه عبور می کرد همیشه می گفت: «چه زمانی این کنیسه بسته می شود؟» این یعنی اختلافات بین مذاهب اهل سنت بسیار بوده است ولی عقلای آن ها اقدام به از بین بردن اختلاف میان شان کردند. تا جایی که ما امروزه می بینیم پیروان این مذاهب با وجود این اختلافات، در عمل، اصطکاک و اختلافی ندارند. بطوری که مالکی در جامعه شافعی یا حنبلی در بین حنفی ها احساس غربت نمی کند. برای همین است که بایستی مخلصانه تلاش کنیم تا به شیعه و سنی بفهمانیم که این اختلافات نباید موجب شود تا گروهی از اسلام خارج شود. همه ما مسلمانیم و به اصول اصلی اسلامی اعتقاد داریم و واجب است که خودمان را در قبال تمامی مسلمانان مسئول بدانیم.

 

حدیث «کسی که صبح کند ولی به امور مسلمانان اهتمام نداشته باشد، مسلمان نیست»در کتب فریقین نقل شده و مختص شیعه یا اهل سنت نیست و امام صادق(ع) هم زمانی که می فرماید: «کسی که برادرش نزد او بیاید در حالی که درخواست برآورده کردن نیازش را دارد و او نیازش را برآورده نکند، خداوند بر او ماری را می گمارد که انگشت ابهامش را تا روز قیامت بگزد..» یا اینکه می فرماید: «مسلمان هیچ حاجتی از مسلمان را برآورده نمی کند مگر اینکه خداوند تبارک و تعالی به او ندا می دهد که من در ثواب تو به کمتر از بهشت راضی نمی شوم» هیچ فرقی بین مسلمان و مسلمان نمی گذارد بلکه همه را درنظر گرفته است (وسائل الشیعه :ابواب فعل المعروف) پس زمانی که همه این احساس را در خود بیابند، کم کم و به تدریج می توانیم این موانع را برطرف سازیم. البته منظور از موانع، موانع فقهی و تاریخی و کلامی نیست، زیرا مشکلی ندارد که آنها در جای خود باقی بماند، ولی مرزهای ساختگی عملی، بایستی بصورت یکجا برطرف گردد.

 

سوال: بعضی از اشخاص، از رهگذر علاقه یا تحت تاثیر افکار و دانش غربی، بحث نسبیت یا چند مذهبی را مطرح کرده اند و بعضی دیگر می گویند واجب است مرزها از بین بروند و به اسلام موحد یعنی اسلام بدون مذاهب نگریسته شود. اما گروه سوم برای نفی بحث مذاهب به زمان پیامبر صلی الله علیه وآله تمسک می جوید و موضوع اجتهادات را مطرح می کند. نظر جنابعالی در این حوزه چیست؟

جواب: نسبیت به این معنا که حقیقت بین مذاهب توزیع شده است معنا ندارد. زیرا بعضی از اختلافات موجود، متناقض هستند و جمع شدن دو امر متناقض محال است، بله اگر باب اجتهاد گشوده شود، ظهور اختلاف امری طبیعی است. ولی این به آن معنا نیست که دو شخص مختلف هر دو حقیقت را می گویند، البته شاید مذهبی دارای حقیقت باشد در حالی که مذهب دیگر از حقیقت بهره ای نداشته باشد ولی نزد خداوند معذور باشد زیرا او اجتهاد کرده است و اجتهاد او به این نتیجه رسیده است. و شاید مذهبی دارای بخشی از حقیقت باشد، و از آنجایی که این احتمالات وارد و مطرح است، نمی توان بر همه آن ها کلمه حقیقت را اطلاق کرد. زیرا معنای آن نفی دو امر متناقض یا اجتماع دو امر متناقض می باشد.

 

طبیعتا ما معتقدیم مصادر و سرچشمه مذهب شیعه از اساس دارای عصمت و دوری از اشتباه هستند به این صورت که سخنان ائمه علیهم السلام همه حقیقت را در بر می گیرد ولی نمی توانیم ادعا کنیم که به فهم تمام سخنان این معصومین علیهم السلام دست یافته ایم و به حقیقت سخنانشان رسیده ایم. نکته دیگر اینکه در صدر اسلام نیز این اختلافات بصورت طبیعی موجود بوده است. با وجود اینکه نمی توانیم از آنها تعبیر به اختلافات مذهبی بکنیم ولی می توانیم بگوییم که این اختلافات، پایه و اساس اختلافاتی بود که بعد از آن برهه زمانی بوجود آمد.

 

 

مترجم: علی اکبر هادی پور

 

وحدت اسلامی - بخش اول

 




نظرات کاربران