در حال بارگذاری ...

نقد شیخ الشریعه بر بخاری از افراطی ترین نقدهاست. ما شأن شیخ الشریعه را بالاتر از این می دانیم که این گونه با خشونت و تندی صحبت کند. و از تمام علمای اسلام، در هر مذهب و طائفه ای که هستند، می خواهیم از این ادبیات و اعمال تهاجمی افراطی خودداری کنند.

* حیدر حب الله

شیخ حیدر حب الله در سال 1973 م، در لبنان متولد شد. دروس مقدمات و سطوح حوزه علمیه را گذراند و در سال 1995م به ایران برای تکمیل سطوح عالی حوزه آمد. در سال 2002م، به گروه مطالعات کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث در دانشکده اصول دین پیوست و سپس در علوم اسلامی نیز از جامعه المصطفی العالمیه موفق به اخذ فوق لیسانس شد.

 

در قسمت قبل ذیل بحث «بررسی نقدهای ریشه ای و محتوایی امامیه بر کتب حدیثی اهل سنت(با محوریت صحیحین)»، یک نمونه بیان شد و در این قسمت نمونه یا مصداق دوم ارائه می گردد.

 

2- انحراف عقایدی برخی از محدثین

منتقد امامی می گوید ما با محدثان سنی مشکلات عقایدی داریم. پس چگونه ممکن است شیعه از اخبار بخاری استفاده کند، حال آن که او را از نظر عقیده منحرف می داند؟!

یک نمونه ی آن بخاری است، که می بینیم عقاید باطلی دارد. و این نقطه ی ضعفی است که گواه انحراف اوست. مثلا او از جبر صحبت می کند. چنانکه چنین روایتی را نقل می کند: «بر تکالیفتان عمل کنید. پس هر کس، مهیای آن چیزی است که برایش آفریده شده. اما آن که اهل سعادت و خوشبختی باشد، به سوی خوشبختی روان است. و آن کس که اهل شقاوت و بدبختی باشد، به سوی بدبختی روان است.» علاوه بر این، او برای اثبات جبر، صد و شصت آیه از قرآن و نیز روایات مختلفی را نقل کرده است.

 

مصداق دیگر، هم عقیده بودن او با خوارج در بحث «ایمان و عمل» است. و این که ایمان بدون عمل وجود ندارد. مثلا روایاتی از او نقل شده است مانند: «حیا از ایمان است». شاهد دیگر، اعتقاد وی به معصوم نبودن انبیاء و روایات زیادی که در تایید این عقیده می آورد. روایاتی که برخی از آن ها توهین به رسول اعظم نیز هست. پس این همه، نمایانگر فساد عقیدتی، نقص نظریات کلامی و سستی آرای اوست.

 

«شیخ الشریعه ی اصفهانی» نیز بخاری را به نقد می کشاند. مبنی بر اینکه «بخاری معتقد به خلق قرآن و مخلوق بودن ایمان است.» بلکه شیخ الشریعه پا را از این هم فراتر می گذارد و از نظر فقهی نیز او را نقد می کند. و برخی از فتاوایی که گفته می شود از بخاری صادر شده است را ذکر می کند. مانند نشرِ حرمت به سبب خوردن شیر گوسفند. و آن ها را نشانه ی حماقت بخاری و دوری او از فقه می داند. نقدی که شیخ الشریعه بر بخاری و صحیح او وارد می سازد از تندترین، افراطی ترین و خشن ترین نقدهای شیعه است. ما شأن فقیهی مانند شیخ الشریعه را بالاتر از این می دانیم که این گونه با دشمنانش با خشونت و تندی صحبت کند. و از تمام علمای اسلام، در هر مذهب و طائفه ای که هستند، می خواهیم از این ادبیات و اعمال تهاجمی افراطی خودداری کنند. که مناسب شأن عالم نمی باشد. هر چند که ـ العیاذ بالله ـ در مقام مؤاخذه و محاسبه ی افراد نیستیم.

 

اما آنچه در جواب این نقد باید گفت:

 

اول – عقاید شخص بر وثاقت، تخصص و دقت او در عرصه ی حدیثی اثر گذار نیست. چنانکه در حدیث آمده است «ای بسا کسانی که حامل فقه و حکمت هستند، اما خودشان از آن حکمت بی بهره اند. وای بسا کسانی که حامل فقه و حکمتی هستند و آن را به کسانی منتقل می کنند، که از خودشان حکیم ترند.» در علم اصول هم این مساله ثابت شده است که «عقیده ی شخص، در وهله ی اول، بر روایات او آنچنان اثری نمی گذارد که آن را از اعتبار بیندازد.»

 

بله ! خبر راوی اگر به مصلحت عقیده ی او باشد، اعتماد را کم می کند. اما موجب ساقط شدن تمام روایات او از یک کنار نمی شود. و گرنه این اشکال را به شیعه هم می توان وارد ساخت. زیرا شیعه هم روایات زیادی در تایید عقیده ی خویش دارد. بنابراین همین اشکال را اهل سنت می توانند به کلینی وارد سازند. پس این اشکال به یک طرف محدود نمی شود، بلکه کل حدیث اسلامی را تهدید می کند.

 

دوم – برخی از روایاتی که این جا به عنوان شاهد بر انحراف بخاری ذکر شده است، در منابع شیعه هم وارد شده است. مانند خبر «هر کس مهیای چیزی است که برای آن خلق شده است ...» که در عوالی اللئالی و بحارالانوار آمده است. حتی صدوق در کتاب توحیدش این حدیث را ذکر می کند و در تفسیر آن، حدیث مسندی از امام کاظم(ع) می آورد، که بیانگر جبری بودن این حدیث نیست. چگونه است که این حدیث وقتی در منابع شیعه می آید موجه شمرده می شود، اما آنگاه که بخاری آن را ذکر می کند مورد اعتراض واقع می گردد؟! چرا منتقدان وقتی این حدیث را در کتب شیعه می بینند، به گونه ای تفسیر نمی کنند که اشکال جبر بر آن وارد شود؟ و اصلا فرض کنیم که بخاری از جبر سخن گفته است؛ خب چه مشکلی دارد اگر این کلامش بر پایه ی ادله و عقاید و نظریاتش باشد؟ هر چند این ادله و نظریات اشتباه باشد. مگر آخوند خراسانی که از بزرگترین علمای اصولی متاخر است، در دو جای کفایـة الاصول به جبر گرایش پیدا نکرده است؟ ( کفایة الاصول : 302 ، 298 ، 90 ، 88 ) امری که مورد اعتراض برخی علما نیز واقع شده است. خب آیا این دلیل می شود که ما او را مورد تهاجم قرار دهیم و در اجتهاد و علمیتش شک کنیم؟! همین امر در باره ی اعتقاد بخاری به تفکر خوارج نیز صادق است. عجیب اینکه حدیث «حیا از ایمان» است. در بسیاری از منابع شیعی نیز وارد شده است. و به نظر بسیاری از رجالیان امامیه صحیح السند نیز هست. همین امر در مساله ی عصمت انبیا نیز صادق است. زیرا در نزد مسلمانان روایاتی وجود دارد که عصمت انبیا را مورد سوال قرار داده اند. حتی اگر وی به عصمت انبیا معتقد نباشد، نهایتا می توان گفت که او مشکل عقایدی دارد، نه مشکلی معرفتی. که از ارزش او و اعتبار روایات و کتبش بکاهد. مگر به مقداری که قبلا از آن صحبت کردیم. از این گذشته، شیعه ی امامیه نیز روایاتی را نقل کرده است که با توجه به معیارهای خودش هم عصمت انبیا را زیر سوال می برد. که ما در این جا دو نمونه از آن را می آوریم:

 

نمونه ی اول: ابی عبیدة الحذاء از امام باقر(ع) نقل می کند: در برخی از نوشته های امیرالمومنین(ع)، چنین دیدم:

رسول الله مرا گفت، که جبرئیل مرا خبر داد : خدا یونس بن متی علیه السلام را به سوی قوم خود مبعوث کرد .... او مردی بود که غضب فرا می گرفتش. و نسبت به قومش کم صبر بود و کم مدارا. و ناتوان از حملِ بار سنگین نبوت. و زیر سنگینی آن خمیده می شد، چنانکه شاخه زیر سنگینیِ بارش. او سی و سه سال قومش را به ایمان و باور به خدا و پیروی از او فراخواند ...و آن هنگام که یونس دید، قومش اجابتش نمی کنند، آزرده خاطر و خشمگین شد. و آنگاه بود که فهمید صبرش اندک است. و از این امر، نزد پروردگار خود شکایت کرد.

 

نمونه ی دوم: صحیحه ی عبیدالله حلبی از اباعبدالله، امام صادق علیه السلام :

پس از آنکه وحی از جانب خدا به رسول الله نازل شد، سیزده سال در مکه ماند. سه سالش را پنهان بود و ترسان . و خود را آشکار نمی کرد. تا آنکه خداوند امرش نمود که آشکار کند آنچه که به آن امر شده است. سپس بود که دعوتش را آشکار نمود.

 

نکته ی عجیب دیگر، طرح این اعتراض است که چرا بخاری از خلق قرآن صحبت می کند. در حالی که صاحب این اعتراض، شیعه ی امامی است که خودش معتقد به خلق قرآن است! پس باید ممنون او باشد و او را مدح کند.

 

اما مسائل فقهی که به او نسبت داده شده و عده ای آن را عجیب و غریب دانسته اند. «شیخ محمد صادق نجمی» برخی از آن ها را ذکر کرده است که به حدود ده فتوا می رسد. اما این اشکالات، فقط مربوط به شخص بخاری نیست. زیرا فقیهی در طول تاریخ پیدا نمی کنید که فتاوایی از این دست نداشته باشد. که نادر و در ظاهر، عجیب و غریب باشد. علاوه بر این، با بررسی برخی فتاوای بخاری که عجیب و غریب شمرده شده است، نه عجیبی می بینیم و نه غریبی! زیرا برخی از آنها در فقه خود شیعه نیز آورده شده است. مانند جواز خدمت زن به مرد اجنبی، حتی اگر آن زن جوان باشد. و یا طهارت محل منی هم می تواند با شستن صورت بگیرد و هم با برطرف کردن نجاست . چه چیز عجیب و غریبی در این فتاوا هست؟! بنابراین در فقه ما صدها فتوا از این گونه فتاوا می بینیم. که در بین شیعه هم کم نیست. و اصلا در تمام مذاهب از این فتاوا می بینیم. و آن هم در بین علمای بزرگ. چیزی که مهم است، دلیل و حجت است. بلکه این تعجب ها ریشه در سلیقه ها و تمایلات ما دارد، که هر چیز جدیدی را که می شنویم، با معیار همین سلیقه ها می سنجیم و تعجب می کنیم .

 

گذشته از این، کسی که این انتقادها را بیان می کند. و این فتاوا را از بخاری نقل می کند، ما را به اصل کلام بخاری ارجاع نمی دهد. بلکه به نقل برخی نویسندگان در برخی کتاب ها بسنده می کند به راستی اگر فردی سنی همین کار را با عالمی شیعی انجام می داد، این منتقدان چه می گفتند؟ آیا زبان به اعتراض نمی گشودند و این سخن را پیش نمی کشیدند که « باید از طریق منابع اصلی از سندیت و صحت این احادیث مطمئن شد » ؟!(1) بنابراین وقتی که دقت، امانت داری و تخصص محدث در تعامل با احادیث مهم است، دیگر دلیلی ندارد به آرای فقهی و عقایدی او رجوع کنیم و با توجه به آنها کتاب بخاری و مسلم را قضاوت کنیم .

 

1- لازم به توضیح است که می توان گفت خود استاد حب الله در این مقاله، در تمام نقل قول ها، ارجاع به منبع اصلی داده اند، ولی برای خلاصه شدن، ما از ذکر آن پرهیز کرده ایم. محققان عزیز می توانند به متن اصلی مقاله «الإمامیّة والموقف من صحیحی البخاری ومسلم» رجوع کنند. مترجم .

 

مترجم: م.س.اقدامی

 

بررسی نظر امامیه نسبت به صحیح بخاری و صحیح مسلم - قسمت اول

 

بررسی نظر امامیه نسبت به صحیح بخاری و صحیح مسلم - قسمت دوم

 

بررسی نظر امامیه نسبت به صحیح بخاری و صحیح مسلم - قسمت سوم

 

بررسی نظر امامیه نسبت به صحیح بخاری و صحیح مسلم - قسمت چهارم

 

 

 




نظرات کاربران