در حال بارگذاری ...

شاید بتوان گفت کمتر کسی از علما مخالف تقریب ادیان و مذاهب است.....اما برخی ثمره ی عملی بر این گونه تقریب ها مترتب نمی بینند و آن را سبب عقب نشینی از خواسته های شیعی می دانند.

* سیدمحسن طباطبایی فر

 

بحث تقریب یا تعمیق گسل های موجود میان تشیع و اهل سنت از جمله دغدغه های گروهی از مراجع و علما در حوزه معاصر قم است. سابقه این دوگانگی را باید در دوره صفویه و اشتهار ایشان در ترویج شیعه تبرایی جستجو کرد. از آن پس روحانیت بر اساس اقبال یا ادبار به وحدت میان مسلمانان، به دو گروه تقریبی و ولایتی تقسیم شدند. شاید بتوان گفت کمتر کسی از علما مخالف تقریب ادیان و مذاهب است؛ زیرا آنها به لوازم مخالفت یا معاندت فرقه ها و مذاهب یا ادیان واقف اند، اما برخی ثمره ی عملی بر این گونه تقریب ها مترتب نمی بینند و آن را سبب عقب نشینی از خواسته های شیعی می دانند. انقلاب اسلامی ایران که با هویت شیعی به پیروزی رسید، رویکردی وحدت گرایانه را سرلوحه ی کار قرار داد. موضع روحانیان و علما در برابر این رویکرد یکسان نبود. دسته ای با پذیرش رویکرد تقریب به صورت حداکثری تلاش کردند راهکارهایی برای تثبیت و نهادینه سازی تقریب طراحی کنند. دخالت و تمرکز رهبری و حاکمیت در مسئله ی تقریب و تربیت طلاب قوی و توانا در عقاید و کلام شیعی، از جمله این کار ها است. امام خمینی رحمةالله علیه و شاگردان ایشان و مقام معظم رهبری را از نمایندگان این رویکرد می توان برشمرد.(1)

 

در مقابل، دسته ای رویکردی حداقلی به تقریب دارند و صیانت از مرزهای اعتقادی شیعه را وظیفه ی خود می دانند. از این جریان تحت عنوان «ولایتی» یاد می شود. آیات عظام وحید خراسانی و مرحوم آشیخ جواد تبریزی از فعالان این جریان هستند.(2)

 

رویکرد سوم، به هیچ وجه تقریب را نمی پذیرد؛ به همین دلیل با مناسبت ها و نمادهایی که حاکی از وحدت مذهبی باشد، مانند «هفته ی وحدت» مخالفت می ورزند. سید صادق شیرازی و یعسوب الدین رستگار جویباری در این دسته جای می گیرند.

 

 

موضوع سخن این فصل، رویکردهای دوم و سوم است که با عنوان «جریان برائتی» بدان خواهیم پرداخت.

 

مهمترین دغدغه ی این جریان، حفظ و گسترش هویت شیعی نسبت به اهل سنت با تاکید بر مدار و اولویت ائمه معصوم علیهم السلام است. تولی (دوستی با اولیاء الله) و تبری (دشمنی با دشمنان خدا) به عنوان دو عامل از فروع دین، دستمایه ی این جریان برای پیشبرد نظریه ی خود است، که البته در این میان تعریف «دوستان» و «دشمنان» اهمیت بسیار می یابد. این جریان غیریت سازی جدی با اهل سنت دارد و تقریب را عملی انحرافی، و ساخته و پرداخته ی رقیب می داند.

 

تبرائیان بر سر مسائل ذیل با جریان تقریبی اختلاف دیدگاه دارند: تاکتیک یا استراتژی بودن مسئله تقریب، لعن به صورت علنی، اقتدا به اهل سنت، جواز غیبت اهل سنت، ازدواج با اهل سنت، نماز میت و تکبیر اربعه، طهارت اهل سنت، تلقی ولایت به عنوان شرط قبولی اعمال، صحابه وجایگاه آنان، ذبح در مراسم حج، نقش تبری در اعتقادات، ارتداد مسلمانان پس از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، روایات 72 فرقه و روایات «من لم یعرف امام زمانه...».

 

بر اساس تلقی جریان برائتی، مهمترین بحران جامعه شیعی در حال حاضر، تهاجم شبهات از سوی وهابیت، بهاییت و مسیحیت است و برای حفظ جامعه ی شیعی چاره ای جز تمسک به قرآن و روایت نیست. ایشان با استناد به روایت: «علماء شیعتنا مرابطون فی الثغر الذی یلی ابلیس و عفاریته»(3) علمای شیعه را مرابطان ثغوری می دانند که یک طرف آن ضعفای شیعه و طرف دیگر ابلیس و عفاریت اویند:

«ائمه دین زمانی را پیش بینی می کردند که خطر اصلی متوجه عقاید حقه ی شیعه می شود....در چنین زمانی که ابلیس با تمام عفاریتش تجمع کرده که در قلوب ضعفای شیعه رخنه کند، کسانی باید مرزبان این مرز باشند تا شیعیان را بر عقاید حقه شان استوار سازند.»(4)

 

این جریان به روایتی از امام جواد علیه السلام تمسک می کند مبنی بر اینکه هر کس سرپرستی یتیمان آل محمد صلی الله علیه و آله را، همان هایی که از امامشان دوره افتاده اند و در حیرت جهل غوطه ور و در دستان دشمنان ناصبی ما اسیرند، بر عهده گیرد، مقام و منزلتش نزد خداوند به بهترین وجه بر عابدان برتری و فضیلت دارد.(5)

 

آنان شرایط روایت را به زمان حاضر مطابقت می کنند و معتقدند:

«آن روز وضع امروز این مملکت را دیده است... در زمان حاضر، وهابیت، در اثر اینکه در حق ایتام آل محمد صلی الله علیه و آله از جهات مختلف کوتاهی شده و براثر تایید اجانب، برایشان سیطره پیدا کرده است.»(6)

 

در این شرایط بحرانی که «وهابیت، بهاییت و مسیحیت در مملکت غوغا می کنند»(7) مهمترین وظیفه ی حوزه «حفظ ثغور مذهب» است. جریان ولایتی، تکفل این مهم را بر عهده گرفته است.

 

پی نوشت:

1- بنای این رویکرد به دیدگاه وتلاش های آیت الله بروجردی باز می گردد.

2- سابقه این رویکرد به نگاه علامه امینی باز میگردد.

3- امام صادق علیه السلام: «علماء شیعتنا مرابطون فی الثغر الذی یلی ابلیس و عفاریته، یمنعونهم عن الخروج علی ضعفاء شیعتنا و عن ان یسلط علیهم ابلیس و شیعته النواصب، الا فمن انتصب لذلک من شیعتنا کان افضل ممن جاهد الروم و الترک و الخزر الف الفِ مرةٍ ، لانه یدفع عن ادیان محبینا و ذلک یدفع عن ابدانهم».«عالمان شیعه ی ما محافظان اند در مرزی که در سوی دیگر آن ابلیس و دارو دسته اش هستند . اینان مانع از شیاطین می شوند که به ضعفای شیعه ی ما حمله کنند و مانع از اینکه ابلیس و پیروان ناصبی اش بر آنان مسلط شوند. پس بدانید هر که اینگونه در مقام دفاع از شیعیان ما برآید هزار هزار برابر مرتبه اش از شخص جهاد کننده با روم و ترک و خزر بیشتر است. زیرا آنها (علما) از دین محبین ما و ایشان (مجاهدین) از جسم آنان دفاع می کنند» محمد باقر علامه مجلسی، بحار الانوار، بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، 1983م، ج2، ص5.

4- حسین وحید خراسانی، مصباح الهدی، قم، مدرسه الامام باقرالعلوم علیه السلام، 1393، ص76.

5- امام جواد علیه السلام: «ان من تکفل بایتام آل محمد المتقطعین عن امامهم، المتحیرین فی جهلهم، الاسرا فی ایدی شیاطینهم و فی ایدی النواصب من اعدائنا فاستنفذهم منهم و اخرجهم من حیرتهم و قهر الشیاطین برد وساوسهم و قهر الناصبین بحجج ربهم و دلیل ائمتهم لیفضلون عند الله تعالی علی العابد بافضل المواقع باکثر من فضل السماء علی الارض و العرش والکرسی والحجب (علی السماء) و فضلهم علی هذا العابد کفضل القمر لیلط البدر علی اخفی کوکب فی السماء» ؛« به درستی هر که سرپرستی یتیمان آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم – همان ها که از امامشان دور افتاده و در حیرت جهل غوطه ور و در دستان دشمنان ناصبی اسیرند – را بر عهده گیرد و ایشان را نجات داده و از سر گردانی برهاند و شیاطین را با دفع وسوسه هایشان مغلوب سازد و بر ناصبیان توسط حجت های پروردگار و دلایل امامانشان علیهم السلام چیره شود، مقام و منزلتش نزد خداوند به بهترین وجهی بر شخص عابد برتری و فضیلت یابد، فضیلتی به مراتب بالاتر از فضل آسمان بر زمین و عرش وکرسی و پرده های آسمان و ماه شب بدر بر کم سوترین ستاره آسمان دارد». محمدباقر (علامه) مجلسی ، بحارالانوار، پیشین، ص6.

6- حسین وحید خراسانی، مصباح الهدی، پیشین،ص 298.

7- همان، ص 475.

 

منبع: کتاب جریان های فکری در حوزه معاصر قم

 

جریان شناسی اسلام برائتی - قسمت دوم

 

 




نظرات کاربران