در حال بارگذاری ...

بعد از معارضه قوی علما برای تشکیل نهادی موافق مرزهای مرسوم که باعث تقسیم سوریه شد، دولت بزرگ لبنان برای هماهنگ کردن وجود اسلامی در مقابل مسیحیان و یهود شکل گرفت، همانطور که سنی، شیعه، دروزی، علوی و اسماعیلیه می خواستند

* شیخ علی حازم

 

مقدمه

تجربه ای که ما در لبنان بدست آوردیم باید مسلمانان آنرا مورد مطالعه قرار بدهند، خصوصا زمانیکه در جایی مثل نیجریه و پاکستان، دارای اثر و فایده می باشد. زیرا اختلاف آنها در پاکستان هم اختلاف بین شیعه و سنی است و به تجربه ما نزدیک می باشد، و تجربه ما برای نیجریه هم مورد توجه است چون در آنجا هم بحث در انکار علمای مشایخ صوفیه است. حرکت با ساقط شدن خلافت به سبب سقوط سلطنت عثمانی ها و سلطه اسلامی، و همچنین برای اصلاح سلطه فرانسوی ها، به منظور وحدت و جلوگیری از تفرقه و تجزیه در لبنان آغاز شد. لذا لازم دیدند هیئتی علمی و دینی ای مشترک تأسیس کنند، برای اینکه بتوانند به اهداف اسلامی برسند و آن را حفظ کنند.

 

هئیت رسمی و شایسته علما

بعد از معارضه قوی علما برای تشکیل نهادی موافق مرزهای مرسوم که باعث تقسیم سوریه شد، دولت بزرگ لبنان برای هماهنگ کردن وجود اسلامی در مقابل مسیحیان و یهود شکل گرفت، همانطور که سنی، شیعه، دروزی، علوی و اسماعیلیه می خواستند.

 

با توجه به اینکه در دوره سلطنت برای علما موقعیت حضور سیاسی، مگر مناسب با ذائقه سلطنت نبود، لذا علما خود را در مقابل سلطه ای که کلیسا و کشیش ها داشتند، در دو مسئله مادی و معنوی مسؤول دیدند، در حالیکه کاتولیک یا ماروئیه بودند، و دارای حضوری فعالی بودند و از نظر تعداد در اقلیت بودند ولی دولت اجنبی در حکومت عثمانی بخاطر مصالح مسیحیان برای آنها مقررات قانونی خاصی قرار داده بودند، ولی برای طوائف سه گانه اسلامی قانون خاصی نبود، در حالی جزئی از موسسه متمرکز دینی بودند ولی وظائف علما در لبنان به قضاوت و فتوا دادن، که به شیخ الاسلام در استانبول مرتبط بودند، خلاصه می شد، در حالیکه برای امامت و رهبری در بلاد و قریه ها نیازمند استقلالی مبسوط بودند.

 

و همچنین برای استقلال در قوانین دینی در لبنان نیاز به یک طائفه قوی بود ولی رجال دینی دارای جمعیت های ضعیف و غیر منسجم بودند و عهده دار قوانین و مناصبی می شدند که وظایف مشخص و دائمی داشت.

 

ولی این قانون گذاری نیاز به تأسیس دو مؤسسه داشت، زمانی که طائفه دروزیه قائل به رهبری عقل شدند، باید روش رهبران لبنان را هم مراعات می کردند زیرا در قضیه تقسیم سوریه، مشایخشان روش فلسطینی ها را انتخاب کردند. ولی دو طائفه سنی و شعیه در مسائل فتوا و أوقاف به اداره واحدی اکتفا کردند و اگر چه شعیان در قضاوت روش مستقلی داشتند ، ولی در بیروت مثلا محل قضاوتشان در ساختمان مشترکی بود.

 

و در امور مالی و اداری مبتنی بر مرکزیت استانبول بودند و اعتماد به دولت لبنان در این موسسات مربوطه به ریاست رئیس الوزرا است که سنی بود. و این ارتباط باعث مشکلاتی بین مسلمانان می شد زیرا علما به دنبال استقلال سیاسی بودند در مقابل استقلال مالی که کلیسا داشت، سبب استقلال سیاسی شده بود و تا امروزه این روش مورد انتقاد مسیحیان است زیرا مؤسسه های آنها این نحوه ارتباط مالی را ندارند. و روش علمای سیاسی محدود به مرتبه ای بالاتر بود و خصوصا در شأن تشریعی نمی توانست استقلال داشته باشد.

 

این مسأله باعث جدایی طائفه های اسلامی نشد ولی نفوذ رهبری های سیاسی و تقسیماتشان در تمرکز مشایخ عقلی اثر گذاشت، و باعث انقسامی بزرگ در رهبری و زعامت علمای شیعه در جنوب هنگاه عدم حضورشان در اماکن عمومی شد، اما در نزد سنی ها بخاطر عدم توجه به دوری مکانی مناطق و توجه به احساس وطنی بر این مسائل سیاسی اثر گذاشت و باعث علقه علما در طرابلس و صیدا شد. ولی این مسئله همیشگی نبود، و در حرکات سیاسی مهم علما حضوری فعال داشتند، یا با حضور خود و یا اینکه از حرکات مردمی دفاع می کردند.

 

در تهران در نیمه شعبان سال 1402 مصادف با هفته اول از پاییز سال 1982، انجمن مستضعفین با مشارکت نمایندگان از لبنان و تعداد زیادی از علمای مسلمان و رهبران آنها و مجموعه های بوجود آمده از این حرکات، منعقد شد و این علامات مهمی برای همراهی حکومت ها بود، که با حرکت نمایندگان اخیر همراه شد، زیرا هواپیماهای جنگی اسرائیل به شهر ریاضیه در بیروت حمله کردند، و این مسئله باعث کشف حالت لبنان به صورتی غیر عادی شد، و برای رسیدن به استقلال به دنبال کشف حرکاتی غیر رسمی و اجتماعاتی ملاحق آن بودند به همین خاطر هیئت علمائیه تشکیل شد. حرکتی که برای برگشت سریع به بیروت استقرار یافته بود. پس به تبع آن تجمع علمای مسلمان از شیعه و سنی در لبنان تشکیل شد و حرکتی میدانی را به همراه جبهه نظامی شروع کرد.

 

حرکتی که در آن بر روش شیعی مبتنی بود برای وحدت بین خودشان در مسیری واحد، بعد از مرحله ی میانی که به اسم « اللجان الاسلامیه » شناخته شد، حرکتی متحد بود که از مجموعه های اطراف لبنان تا آن تاریخ تشکیل شده بود. و مهم ترین حرکت اسلامی سنی همزمان با آن جرکت « الجماعه الاسلامیه »و «حزب تحریر » بود. نهضت های علمائی که متصدی شئون سیاسی، جهادی به شکلی عام بودند، و در بعضی مواقع این وظیفه را به شکلی تفضیلی بر عهده گرفته بودند.

 

در آنچه شیخ محمد مهدی شمس الدین به عنوان مقاومت مدنی اعلام کرد، قوای اسلامی بود که مجموعه ها تحت عنوان « المقاومه الاسلامیه » و « المقاومه السلامیه  _قوات الفجر » و همچنین نیروهای حرکت أمل - قبل از انقسامشان - جزئی از این وضعیت عمومی بودند.

 

نیروهای فلسطینی با سازمان های متعددی که داشتند و گروه های حرکت وطنی لبنانی و نیروهای سوری، همراه نیروهای عربی به اداره توانمندی هایشان می پرداختند و زمان های متعددی این همراهی ادامه داشت. و علتش این بود که نتیجه این عملیات سبب تجمیع نیروهای سوری در بقاع و حلب شود، و به دنبال آن قوای وطنی از حضور در حزب های مختلف منصرف شدند و در جبهه «مقاومه وطنیه» حضور یافتند و میدان در دست جماهیر مسلمان و نیرو های مقاومت باقی ماند.

 

زمانی که درگیری نیروهای لبنانی با اسرائیلی ها در اطراف بیروت شروع شد، علماء تجمعی برای ارشاد مسلمانان در خطبه های جمعه و مساجد تشکیل دادند، و مردم را به حضور در جنگ بر ضد نیروهای اسرائیلی دعوت کردند و این حرکات علما در مساجد به صورت عمومی و خصوصا در نماز جمعه ادامه داشت تا اینکه بعضی نیروهای مسیحی بعضی از مساجد را نابود کردند و بعضی از خانه های علما را تفتیش کردند و گروهی از آنها را اسیر کردند.

 

بعضی بیانات برای تجمع در مطبوعات صادر می شد و بین مردم پخش می کردند، ولی مشخص نمی کردند که این بیانات از سوی چه کسی صادر شده است تا اسرائیلی ها نتوانند به آنها ضربه ای بزنند.

 

سپس دعوت به تجمع و راهپیمائی مفصل از هشت نقطه انجام شد، که در پایان آن مسلمانان را به دوری از دشمن خدا و همراهانشان دعوت کردند. و از علما خواستند تا مواضع خود را اعلام کنند. و پس از آن در مسجد امام رضا(ع) در منطقه جنوبی بیروت بر ضد اتفاق لبنانی اسرائلی اعلام همبستگی کردند و جناب سید محمد حسین فضل الله و تعدادی از علما که در تجمع بودند شروع به تظاهرات کردند که سبب شد محمد نجی شهید گشته و عده ای از تظاهرات کنندگان مجروح و عده ای نیز دستگیر شوند. همین باعث شد این اتحاد از بین برود.

 

مترجم: م. رحمانیان

 

 




نظرات کاربران