در حال بارگذاری ...

آخر، کجای کارمان گیر است که بدیهی ترین اطلاعات و حس ها درباره برادارن اهل سنت‌مان حتی در همین شهرهای همسایه مشهد، مثل خواف و تربت جام و خیرآباد و تایباد و... برای ما و امثال ما همچون کشف چیزهایی جدید در سرزمین عجایب شده است!

فلان مولوی که از امام خمینی ره برای امامت جمعه اش، حکم داشت و می گفت من متولد 1318 هستم، هم سن آقا! بروید ببینید آن سال چه خبر بوده که انقلابی ها به دنیا می آمدند! همه شوکه می شدند از این عمق صمیمت با رهبران انقلاب اسلامی! راستی شما که هستی؟ کجا بودی؟ چرا هیچ خبری از تو نیست در رسانه هایمان؟! مولوی فرقانی...

 

- فلان فرزند شهید اهل سنت که پدرش برای امنیت استان شهید شده بود و خرابکارها در سجده نماز او را به رگبار بسته بودند و تا گفت مادرش نیز یک سال و اندی پیش، از دنیا رفته است؛ همه آرام گفتند خدا رحمتش کند و بغضش ترکید. شاید از این همدلی دلسوزانه و برادرانه ...و اشک برخی هم با او جاری شد. گفت مادرم بارها می گفت که شما قبل از انقلاب را ندیدید، بدبختی ها و بی دینی ها و... را ندیدید؛ الان هرچه هم مشکل باشد باز قدر این نظام و انقلاب را بدانید... شهید اعظمی...


- آنقدر که طلبه های قد و نیم قد فلان مدرسه، با شوق، به سوی تو می آمدند و سلام و علیک می کردند ، گمان می کردی اینجا خانه توست و گویا 1400 سال است که تو را می شناسند! شاید اینکه نمازم را کامل نیت کردم برای همین بود... مدرسه انوار العلوم خیرآباد...


- وقتی شنیدیم که تفسیر نمونه آیت الله مکارم شیرازی، یکی از منابع پر استفاده طلبه های جوان این مدرسه است، برای همه مان جالب بود گفتیم، کاش به گوش خود ایشان نیز برسد.. مدرسه صدیقیه تربت جام...


- ذکر اباعبدالله الحسین علیه السلام و جمع شدن اشک در چشمان مولوی پیرمرد باصفای عارف مسلک وقتی که می گفت، عامل وحدت، ایمان است. من اگر هر آیه قرآن را برای شما بخوانم می گویید، آمنا؛ این یعنی حداقل چندین هزار آیه قرآن که عامل مشترک مومنین است. انما المومنون اخوه... مولوی موحدی...


- نماز جمعه رفتیم و چه احترامی برای جا دادن و نشستن ما در میان مردم، قطع کردن نماز جمعه برای عرض خیرمقدم، پهن کردن سجاده شان برای ما که میهمان بودیم و اصرار تعداد زیادی از مردم برای دادن کفش هایشان به طلبه ای از ما که کفش‌هایش را گم کرده بود... نماز جمعه خواف...


- مسجد می رویم برای نماز، عذرخواهی می کنند که اگر می دانستیم تشریف می‌آورید برایتان مهر تهیه می کردیم؛ نگاه می کنم، می بینم در فهرست مستحبات پس از نماز، تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها نیز بر دیوار نوشته شده است... مسجد سیدنا حمزه...

 

آخر، کجای کارمان گیر است که بدیهی ترین اطلاعات و حس ها درباره برادارن اهل سنت‌مان حتی در همین شهرهای همسایه مشهد، مثل خواف و تربت جام و خیرآباد و تایباد و... برای ما و امثال ما همچون کشف چیزهایی جدید در سرزمین عجایب شده است!

 

کاروان سرزمین برادری، سفر دو روزه جمعی از نخبگان جوان مشهد به تایباد و خواف و تربت جام و...، بارها و بارها چنین حس هایی را برای اهالی کاروان ایجاد نمود.

 

راستی ما که تاثیرمان را تا همین چند کیلومتر آنطرف تر هم نبرده ایم، می خواهیم در جهان، تاثیرگذار باشیم؟ چگونه؟!

 




نظرات کاربران