در حال بارگذاری ...

این (داستان) این معنا را می دهد که سطح روابط اجتماعی در هم تنیده به حدی رسیده که سرپرست یک خانواده سنی، به مفهوم برادر بطور عمیقی اعتقاد دارد تا جایی که همسایه شیعی مذهبش را مانند یکی از بزرگان و ارشدهای خانواده اش می پندارد

* حیدر حب الله

شیخ حیدر حب الله در سال 1973 م، در لبنان متولد شد. دروس مقدمات و سطوح حوزه علمیه را گذراند و در سال 1995م به ایران برای تکمیل سطوح عالی حوزه آمد. در سال 2002م، به گروه مطالعات کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث در دانشکده اصول دین پیوست و سپس در علوم اسلامی نیز از جامعه المصطفی العالمیه موفق به اخذ فوق لیسانس شد.

 

در حال گفتگو با دوست عزیز و فاضلم شیخ سلماسی حفظه الله بودم و او در حال صحبت درباره زندگی اهالی منطقه خودشان یعنی سلماس بود. سلماس، شهری آذری است که در دورترین مکان در شمال غربی ایران درنزدیکی مرزهای ترکیه واقع شده است.داستانی جذاب در صحبت هایش بسیار توجه مرا جلب کرد. او گفت که پیروان مذاهب در آن منطقه روابط متفاوت و خاصی دارند. فقط من نمی دانم که این وضعیت فوق العاده ای که او تعریف می کند آیا تا کنون و بعد از آن که درگیری های فرقه ای در حدود دو قرن است که در کشورهای شرقی سایه افکنده، پابرجا هست یا نه. این روابط حسنه بسیار عجیب است آن هم در زمانی که منادیان فتنه از جمله بعضی از شیوخ و سیاستمداران و غیره در کشورهای مختلف، بذرهای تفرقه و نفرت را بین مردم کاشته اند و عزیزترین مردم را به ذلیل ترین آنها تبدیل کرده اند و همچنان به این افدامات تفرقه افکنانه خود ادامه می دهند.

 

دوست سلماسی ما می گفت: سالیان پیش در سرمای شدیدی در خانه پدرم در شهرمان بودم و در حال گفتگوی خانوادگی بودیم که ناگهان درب خانه به صدا درآمد، پدرم رفت تا ببیند چه کسی است. همسایه سنی مذهب ما دقایقی جلوی درب منزل سخن با پدرم سخن گفت و بعد از دقایقی چند، پدرم برگشت و در جایش نشست و من از او پرسیدم که همسایه (سنی مذهب) ما از شما چه درخواستی داشت؟ پدرم گفت: او می گفت که خواستگاری برای ازدواج با دخترش آمده است و خانواده او هم با این امر موافق هستند. ولی او آمده بود تا از من برای ازدواج دخترش با این خواستگار اجازه بگیرد و مطمئن شود که من مخالفتی با این وصلت نداشته باشم.

 

این داستان چه معنایی دارد؟ و گمان می کنم که مثل این داستان در کشورهای اسلامی نیز اتفاق می افتد مانند لبنان ،عراق و سوریه و دیگر جاها.

این (داستان) به نظر من این معنا را می دهد که سطح روابط اجتماعی در هم تنیده به حدی رسیده است که سرپرست یک خانواده سنی مذهب، به مفهوم برادر و همسایه و دوست بطور عمیقی ایمان و اعتقاد دارد تا جایی که همسایه شیعی مذهبش را مانند یکی از بزرگان و ارشدهای خانواده اش می پندارد و از او به جهت ادب و اخلاق برای ازدواج دخترش کسب اجازه می کند. و این امر حاصل نمی شود مگر آنکه این همسایه شیعی مذهب او اخلاق عالی و ممتازی داشته است.

 

این سطحی عالی از انسجام اجتماعی است که در اختلافات مذهبی هیچگونه دستاوزیزی برای بالا بردن دیوارهای بلند بیگانگی بین خانواده ها و برادران و دوستان و همسایگان و همکاران نمی بیند. پس همه آنها یک خانواده اند و بزرگان آن ها نیز بزرگان کل خانواده هستند. این همان معناییست که ما بیش از یک بار درباره آن سخن گفته ایم که یکی از از دروازه های اصلی تقریب، دروازه اجتماعی است یعنی یکپارچه سازی اجتماعی به گونه ای طبیعی که تحت عناوینی چون مردم یک شهر و مردم یک روستا و مردم یک کشور و مردم یک دین و مردم یک زبان ایجاد می شود.

 

یکپارچه سازی و انسجام اجتماعی هدف اصلی ماست که از راههایی چون ملاقات، دوستی، مجاورت و همسایگی، ازدواج، مشارکت اقتصادی، همکاری و همبستگی اقتصادی، مشارکت در مراسم های مذهبی و اجتماعی متقابل، همدردی متقابل، ایستادن در کنار یکدیگر در مسائل مشترک سیاسی و اجتماعی و ملی و انسانی و همکاری مانند یک مجموعه واحد محقق می شود و در همان زمان، هر گروه به عقاید و دیدگاه های دیگری احترام می گذارد و به مقدسات او تجاوز و تعدی نمی کند و احساساتش را جریحه دار نمی سازد.

 

آیا خورشید این انسجام روزی بر سرزمین های اسلامی می تابد یا اینکه غروب آن تا نزدیکی زمان قیامت یا تا آخرالزمان ادامه خواهد یافت؟ زیرا در روایت آمده است که خورشید در آخر الزمان از مغرب طلوع می کند و گویی آن اعمال صالحی که از زندگی مسلمانان رخت بربسته است در آن زمان از همان جایی که رفته است بازمی گردد. در روایت شریفی آمده است: مثَل مومنان در مودت و رحمت و شفقت مانند بدن واحد است که اگر عضوی از آن گله و شکایت کند بقیه اعضای بدن با شب زنده داری و تب برای او دعا می کنند(صحیح مسلم8:٢٠/نوری ،مستدرک الوسائل:١٢:٤٢٤)

 

امید ما به خداوند بزرگ است و به تلاش های همه کسانی که مخلصانه کار می کنند و تا رسیدن به این انتظارات ناامید نخواهیم شد. وخداوند منشاء و مبداء همه توفیقات است.

 

مترجم: هادی پور

 




نظرات کاربران