در حال بارگذاری ...

آیت الله سیدصادق شیرازی، دیگر نماینده این جریان، با تاکید بر وجاهت نداشتن وحدت شیعه و سنی و تبلیغ این اندیشه در شبکه های ماهواره ای منتسب به خویش، در مقابل سیاست راهبردی جمهوری اسلامی قد علم کرده است. وی که قائل به شورای فقاهت در دوره ی غیبت است

* سیدمحسن طباطبایی فر

 

آیت الله سیدصادق شیرازی، دیگر نماینده این جریان، با تاکید بر وجاهت نداشتن وحدت شیعه و سنی و تبلیغ این اندیشه در شبکه های ماهواره ای منتسب به خویش، در مقابل سیاست راهبردی جمهوری اسلامی قد علم کرده است. وی که قائل به شورای فقاهت در دوره ی غیبت است(1)، همانند جویباری، به دنبال تحقق جامعه دینی/شیعی است. از این رو پس از برشمردن وجوهات چهار گانه اسلامی(خمس، زکات، خراج و جزیه) اظهار عقیده می کند: «دولت اسلامی به هیچ وجه حق دریافت مالیاتی غیر از این چهار قسم را ندارد»(2)، او با خدمت اجباری سربازی نیز مخالف است.(3)

 

برخورد با دفاتر شبکه های ماهواره ای و مواضع کنایه دار شیرازی، آینده مبهمی را در توصیف نسبت این جریان با اندیشه ی انقلاب اسلامی ترسیم می کند. وی تمایلی برای برقراری ارتباط با نظام ندارد. نظام نیز وی را به عنوان یکی از مراجع به رسمیت نمی شناسد؛ بلکه در صدد است از جهت گیری تبرایی این جریان دوری کند و آن را به تندروهای فردی منتسب کند.

 

فتوای مقام معظم رهبری در حرمت اتهام زنی به همسر پیامبر اسلام پس از آن شکل گرفت که در اثر پخش مستقیم سخنرانی یاسر الحبیب از شبکه ی فدک(در 17 رمضان 1389) و انتساب نسبت های رکیک به همسر پیامبر اسلام فشارها بر شیعیان در کشور های عربی افزایش یافت.(4) همچنین اعلام آزادی پخش اذان به سبک اهل سنت در شهر های سنی نشین، اقدامی نیست که مورد خوشایند جریان انسدادی باشد.

 

دسته ی دیگری از جریان اسلام برائتی که از آن به عنوان «ولایتی ها» یاد شد، از رویکرد اثباتی بیشتری نسبت به اندیشه های انقلاب اسلامی برخوردارند. برای نمونه هر چند مرحوم آیت الله جواد تبریزی، فقیه عادل را نایب امام معصوم علیه السلام در تمام شئونش نمی دانست و در ارشادالطالب ضمن بررسی رجالی و دلالی تمام احادیث مربوط به ولایت فقیه، تشبث دیگران به اینگونه روایات را ناتمام می دانست، اما هرگز مانع از حق فقیه جامع الشرایط برای اداره نظام کشور نشد. او نظام برآمده از انقلاب اسلامی را «حکومت شرعیه» ومساعدت به آن را از اهم تکالیف تلقی می کرد.(5)

 

وی با همین دیدگاه، در اوایل پیروزی انقلاب، برای پاسخ گویی به نیازمندی های حکومت اسلامی، به تدریس کتاب قضا و شهادت همت گماشت و بر اجرای حدود و دیات از سوی فقیه جامع الشرایط تاکید کرد. او اعتقاد به جدایی دین از سیاست را موجب اختلال در ایمان مسلمانان می دانست و خالی دانستن دین از احکام مرتبط با حفظ نظام و اداره ی جامعه ی اسلامی را عقیده ی باطلی تفسیر می کرد.(6) با وجود این، جریان ولایتی خود را درگیر امر سیاست نمی کند و در بسیاری از مسائل کلان نظام اسلامی ساکت می ماند. آنها علاقه مند به سیاسی نشدن حوزه یا در حاشیه بودن آن هستند. در همین زمینه، آیت الله وحید خراسانی به طلاب توصیه می کند:«وقت مردم را به روزنامه ها ضایع نکنید؛ خودتان و مردم را به این سیاست بافی ها سودا نکنید».(7)

 

 

ایشان همواره بر استقلال حوزه علمیه تاکید دارند و از برنامه نظام سیاسی برای حوزه و مرجعیت نگران اند. ارجاع حوزه به مشی سنتی و پرهیز از مداخلات نهادهای ساخت نظام، مورد تاکید این جریان است. تحول در کتاب های درسی، روش تدریس یا مباحثه یا ... مساوی است با نفی شیوه ی سلف، و دیگر فقیه پرور نخواهد بود.

 

با وجود پرهیزهای فوق، جریان ولایتی، در برابر کمترین احساس بی احترامی مسئولان نظام به حریم امامت یا شیعیان، موضعی سخت اتخاذ می کند. به عبارت دیگر، روابط خود با سیاست های جاری را در نسبت سنجی آنها با اندیشه ی ولایتی تنظیم می کند. آن قسمت از اندیشه و عمل نظام مورد تایید و همراهی آن ها است که به بسط گفتمان ولایت کمک کند. مثلا آیت الله وحید خراسانی از آن جهت با آقای سید محمد خاتمی، به عنوان رئیس جمهور، رابطه ای حسنه داشت که در دولت او سالروز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها تعطیل رسمی شد. اما هنگامی که صحبت از نشان دادن چهره ی بازیگری در نقش حضرت عباس علیه السلام در فیلم مختارنامه شد، به شدت بر آشفت: «ای مردم بدانید! این نقش ها برای این است که وقتی قمر بنی هاشم علیه السلام را به آن صورت نشان دادند، دیگر این سوز و گداز در روضه ها نخواهد بود...ولی باید بدانند آنها که با چکمه و با کروات خواستند این چراغ را خاموش کنند، نشد، با این ریشها و با این یقه های باز هم این نور خدا خاموش شدنی نیست.»(8)

 

این جریان، جامعه شیعی را در خطر انواع انحرافات فکری و تهدید عقاید جوانان می داند و از اینکه نظام اسلامی همه ی امکانات خود را در راستای جلوگیری از ترویج افکار انحرافی و ترویج عقاید حقه شیعه به کار نمی گیرد، گلایه مند است: «وهابیت، بهائیت و مسیحیت، در مملکت غوغا می کند و همه ی ما خفه شدیم. حکومت دنبال دستگاه خودش است و تشکیلات به این جوان هایی که در بوته ی انحرافات، ضلالات، گرداب ها و کلیساهای خانگی افتاده اند، می رسد؟... این امور وظایف حکومت است. او باید از این تبلیغات جلو بگیرد.»(9)

 

ایشان زمانه ی حاضر را زمان حرج می داند که «لا یبقی من الایمان الا اسمه و لا من الاسلام الارسمه و لا من القرآن الا درسه، مساجدهم معمورة من البناء و قلوبهم خراب عن الهدی».(10)

 

در این شرایط، جریان ولایتی حداکثر بهره را از شرایط جمهوری اسلامی برده است و با تاسیس مدارس علمیه، موسسات پژوهشی و آموزشی و تربیت طلاب، به باز نشر افکار و ایده های خود می پردازد. اعزام مبلغ به مناطق سنی نشین، حمایت از هیئت های مذهبی خاصی که در طول سال برنامه دارند، اقامه ی عزاداری برای حضرات معصومان علیهم السلام به سبک دهه ی عاشورا، راه اندازی دهه ی محسنیه و گسترش دامنه ی عرض ارادت ها به منسوبان ائمه اطهار علیهم السلام مانند: ابوطالب، ام البنین، حضرت رقیه و... از برنامه های این جریان برای حفظ ثغور شیعیان است.

 

پی نوشت:

1.سید صادق شیرازی، رساله ی توضیح المسائل، قم: موسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه وآله -1393،ص75.

2.همان، ص82.

3.همان، ص84.

4.شیخ عبد العزیز آل الشیخ (مفتی اول عربستان) در واکنش به اظهارات یاسر الحبیب، گفت: «بعد از اسائه ادب یاسر الحبیب به ام المومنین عایشه، انتشار مذهب تشیع در کشور های عربی واسلامی متوقف شده است.مخبرین ما در کشور های عربی به من اطلاع دادند عده ی زیادی از اهل سنتی که شیعه شده بودند، به خصوص در شمال آفریقا، پس از گفته های یاسر الحبیب متوجه شدند که تشیع ، مذهبی باطل است وبه مذهب حق برگشته اند». (خبر گزاری اهل بیت-ابنا- به نقل از سایت خبری شیعیان عربستان – راصد).

در مقابلاحمد الطیب (شیخ الازهر) درواکنش به فتوای مقام معظم رهبری در بیانیه ای رسمی تصریح کرد:«... این فتوایی است که با دانش صحیح و درک عمیق از خطر ناکی آنچه که اهل فتنه انجام می دهند، صادر شده وبیانگر علاقه واشتیاق به وحدت مسلمانان است.آنچه که بعث می شود بر اهمیت این فتوا افزوده شود آن است که عالمی از علمای بزرگ مسلمان و از بزرگترین مراجع شیعه و به عنوان رهبر عالی جمهوری اسلامی ایران ، چنین فتوایی را صادر کرده است...».

5.حسنعلی خزائلی، این چنین بود استاد یگانه، فقیه فرزانه، آیت الله تبریزی،قم: ابتکار دانش،1386، ص57.

6.میرزا جواد تبریزی، الانوار الالهیه فی المسائل العائدیه،قم:نینوا،1383،ص79.

7.حسین وحید خراسانی، مصباح الهدی، پیشین، ص387.

8.همان، ص377.

9.همان، ص475.

10.همان، ص401.

 

منبع: کتاب جریان های فکری در حوزه معاصر قم

 

جریان شناسی اسلام برائتی - قسمت اول

 

جریان شناسی اسلام برائتی - قسمت دوم

 

جریان شناسی اسلام برائتی - قسمت سوم

 

جریان شناسی اسلام برائتی - قسمت چهارم

 

 




نظرات کاربران