در حال بارگذاری ...

مسلمان بودن که اخوت دینی و حقوق اسلامی را برای فرد به ارمغان می‌آورد، غیر از مؤمن بودن است و نباید انتظار داشت تا ایمان قلبی مسلمانی ثابت گردد و سپس به او احترام نموده و با وی به مدارا و محبت پرداخت.

¤ سید صادق سید حسینی

 


مدارای بین پیروان مذاهب اسلامی در مرتبه نخست با شناخت دایره مذاهب اسلامی و حدود اخوت دینی موضوعیت پیدا می‌کند؛ فقها به طور مشترک تنها دو اصل توحید و نبوت را دو محور اساسی در تحقق اسلام مطرح کرده‌اند. دلیل ایشان، قرآن و احادیث متواتری است که از محوریت این دو در تعالیم نبوی و نیز تمایز جامعه اسلامی عصر رسالت سخن به میان آمده است و احادیث با ارتکاز متشرعه (ذهنیت مسلمانان) نیز منطبق است و اگر چه راویان متفاوتی در مذاهب مختلف دارند، ولی اتفاق نظر تمام متفکران اسلامی بر متن و محتوای مشترک آنان صحه می‌گذارد.

 

از جمله آیاتی که به نظر می‌آید دارای سیاق فقهی بوده و در صدد بیان اسلام ظاهری و شرعی است و در دلالت بر دخالت دو اصل توحید و نبوت در ماهیت اسلام به معنای فقهی آن دارد، آیات 14 و 15 سوره حجرات است:
«قَالَتِ الْأَعْرَ‌ابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَـکِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَرَ‌سُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْ‌تَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّـهِ»
عرب‌های بادیه‌نشین گفتند: ایمان آوردیم، بگو: شما ایمان نیاورده‌اید ولی بگویید اسلام آورده‌ایم، اما هنوز ایمان وارد قلب شما نشده است! مؤمنان واقعی کسانی هستند که به خداوند و رسولش ایمان آورده‌اند، سپس هرگز شک و تردیدی به خود راه نداده و با اموال و جان‌های خود در راه خداوند جهاد کرده‌اند.

 

در این آیات به دلیل آن که بین اسلام و ایمان، تنها از جهت ظاهری بودن اسلامی و قلبی بودن ایمان تفکیک شده و از لحاظ اصولی که مسلمان و مؤمن می‌پذیرند تفاوتی قائل نشده است، هر تعریفی برای ایمان می‌تواندتعریفی برای اسلام ظاهری از جهت تعیین اصول محوری در تحقق اسلام تلقی شود و چون در آیه دوم، ماهیت ایمان و اعتقاد قلبی به دو اصل توحید و نبوت و و عدم تزلزل اعتقادی نسبت به آن‌ها در تمام عمر و در صحنه‌های کارزار زندگی، تعریف شده است، پس اسلام که در مقابل آن آمده، فقط پذیرش ظاهری و صوری همین دو اصل است.

 

در شأن نزول آیه آمده است که برخی از طایفه اسد در یکی از سال‌هایی که در اثر خشکی و قحطی معیشت بر آنان تنگ آمده بود نزد پیامبر آمده، گفتند: «ما به همراه فرزندان و خانواده و اموال خویش نزد تو آمدیم و با تو مانند طوایف دیگر نجنگیدیم و به تو ایمان آوردیم پس از اموال بیت‌المال به ما ببخش»، و به این ترتیب ایشان بر حضرت منت می‌گذارند و توقع داشتند ایشان توجه خاصی به آنان کند بی‌آن‌که قلباً تحولی در خویش ایجاد کنند. آنان هر چند در اثر فشار گرسنگی و سختی زندگی رو به مدینه آورده، مسلمان شدند و حتی خداوند نیز پیامبر را از اسلام بی‌محتوا و غیر واقعی آنان آگاه کرد، حضرت با آنان همچون مسلمانان برخورد می‌نمود.(محمد انصاری قرطبی، الجامع الاحکام القرآن، ج 16، ص 348؛ طبرسی، مجمع البیان، ج 9-10، ص 207)

 

برادری در اسلام وابسته به اثبات ایمان قلبی نیست(محقق کرکی، رسائل کرکی، ج 3، ص 172) بلکه امری ظاهری است که با اسلام آوردن هر فردی به نحوی که در قرآن بیان شده است،ثابت می‌شود و به دنبال آن حرمت آن باید حفظ شود.

مسلمان بودن که اخوت دینی و حقوق اسلامی را برای فرد به ارمغان می‌آورد، غیر از مؤمن بودن است و نباید انتظار داشت تا ایمان قلبی مسلمانی ثابت گردد و سپس به او احترام نموده و با وی به مدارا و محبت پرداخت.

 

همین اخوت دینی و برادری اسلامی است که باعث می‌شود حضرت علی (ع) با وجود اختلافات شدید سیاسی و عقیدتی پس از رحلت پیامبر(ص)، وضو گرفتن با آب به جای مانده از وضوی جماعت مسلمین را مقدم بر وضو گرفتن با هر آب گوارا و تمیز دیگری بداند و بر اهمیت معنوی جمع مسلمانان تأکید کند.(محقق سبزواری، ذخیره المعاد، ج 1، ص 152)

 

دلالت آیات مذکور بر فراگیری اخوت دینی بر اساس معیار ظاهری اسلام، حتی منتسب به کسانی که مستضعف فکری بوده و یارای فهم مفاهیم عقیدتی و رسیدن به مقامات معنوی و برخورداری از ایمان قلبی را ندارند، مورد تأکید بسیاری قرار گرفته است.(فاضل هندی، کشف اللثام، ج 1، ص 410؛ بحرالعلوم، سید محمد، بلغه الفقیه، ج 4، ص 184) و حتی از همین آیه لزوم برخورداری منافقین از حقوق اسلامی استفاده شده است و تا زمان اظهار اسلام، منافق نیز به عنوان برادر مسلمان شناخته می‌شود.(نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج 6، ص 59 فیکون الاسلام حینئذ عباره عن اظهار الشهادتین و التلبّس بشعار المسلمین و ان کان باطنه و اعتقاده فاسدا و هو المسمی بالمنافق؛ حکیم، سیدمحسن، مستمسک العروه، ج 2، ص 123؛ امام خمینی، کتاب الطهاره، ج 3، ص 343)

 

تفسیر این آیه به معیار بودن صرف اظهار شهادتین برای تحقق اخوت اسلامی و ترتب حقوق دینی با استناد به سیره قطعی رسول گرامی اسلام (ص) نیز قابل اثبات است، زیرا کفّاری که در جنگ‌ها به صرف پیروزی و غلبه مسلمانان اظهار شهادتین می‌کردند، یقیناً در قلب خود هیچ عقیده‌ای نداشتند، زیرا عقلاً محال است که با این سرعت و در حال جنگ برای یک کافر مشرک دلایلی برای اثبات حقانیت اسلام و لزوم تدیّن به این دین حادث و نمودار گردد، اما در عین حال در تمام جنگ‌ها پیامبر (ص) صرف شهادتین را کافی می‌دانست.(خوئی، سید ابوالقاسم، کتاب الطهاره، ج 3، ص 233؛ همو، مصباح الفقاهه، ج 3، ص 355)

 

همین مفهوم در کلمات امامان و فقهای اهل‌سنت نیز از آیه مذکور برداشت شده است، چنانکه شافعی و برخی دیگر بر حرمت مال و جان کسانی که صرفاً اظهار اسلام می‌کنندتأکیدمی‌ورزد و می‌گوید حتی منافقین نیز که از ترس کشته شدن اظهار اسلام می‌کنند برادر دینی محسوب شده و کیفر عناد قلبی آن‌ها در آخرت است.(شافعی، الام، ج 6، ص 179؛ همو، ج 7، ص 310؛ ابن حزم اندلسی، المحلی، ج 11، ص 216؛ شوکانی، نیل الاوطار، ج 9، ص 89؛ المبارکفوری، تحفه الاحوذی فی شرح الترمذی، چ 7، ص 290؛ همو، ج 9، ص 53)

و این امر در تفاسیر اهل‌سنت نیز با شرح و بسط کامل مورد توجه واقع شده است.(سفیان ثوری، تفسیر الثوری، ص 279؛ طبری، ابن جریر، جامع البیان، ج 26، ص 182-184؛ واحدی نیشابوری، اسباب النزول الآیات، ص 265؛ قرطبی، الجامع الاحکام القرآن، ج 2، ص 134؛ همان، ج 6، ص 236؛ همان، ج 9، ص 176؛ همان، ج 10، ص 138؛ همان، ج 16، ص 348؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج 4، ص 233؛ سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور، ج 6، ص 99؛ شوکانی، فتح القدیر، ج 5، ص 67)

 

منبع: فصلنامه حبل المتین، پیش شماره دوم، تابستان 1391

 




نظرات کاربران