در حال بارگذاری ...

همراه با پیشمرگان مسلمان حسابی گریه کردیم و سرمان را به دیوار می کوبیدیم، بعضی ها روی زمین می غلتیدند، بعضی ها بلند بلند نوحه کردی میخواندند...

 

 محمد الله مرادی، فرمانده سابق سپاه سقز و از بنیانگذاران سازمان پیشمرگان مسلمان کرد است. وی که به همراه برادران و پدر شهیدش که هرچه داشتند در راه انقلاب اسلامی جانفشانی کرده اند، از حال و هوای کردستان و پیشمرگان کرد در ایام رحلت امام میگوید:

 

صبح روزی که مجری با صدای حزینش اعلام کرد" روح ملکوتی امام به خدا پیوست..." بسیاری از مردم را دیدم که از خانه هایشان بیرون آمدند، در خیابان های شهر سنندج جو حزینی ایجاد شده بود. رحلت امام فقط کسانی مثل پیشمرگ ها و پاسداران مسلمان را تحت تاثیر قرار نداده بود بلکه توده ها مردم تحت تاثیر قرار گرفته بودند. من خاطرم هست همراه با پیشمرگان مسلمان حسابی گریه کردیم و سرمان را به دیوار می کوبیدیم، بعضی ها روی زمین می غلتیدند، بعضی ها بلند بلند نوحه کردی میخواندند و گریه می کردند. با دوستان سری به داخل شهر زدیم دیدیم مغازه ها اکثرا تعطیل هستند و پارچه سیاه زدند آن هم به طور خود جوش. خیلی از اهل سنت به صورت خود جوش به سمت تهران برای شرکت در مراسم تشییع جنازه حرکت کردند. البته اگر بخواهیم واقع نگر باشیم، مثل قم و تهران نبود اما در حد خودش بسیار تعجب برانگیز بود.

سکوت عجیبی در بین گروهک ها ایجاد شده بود. هیچ کس جرأت نمی کرد علیه این ماجرا نفس بکشد. ماموستاهای پرنفوذ پیام تسلیت داده بودند. شعرای کرد در رثای امام شعر سروده بودند. یادم می آید یکی از شاعران معروف شعری سروده بود و از شبکه کردستان پخش میشد، که مضمونش به فارسی این می شد: "دریغا، صد دریغا، هزاران نفر داشته باشیم مثل تو نمی شود و..."

باز به یاد دارم در مسجد ملاویسی سنندج که اولین مراسم مردمی بصورت خودجوش در آنجا برگزار شد؛ یکی از روحانیون اهل سنت باسواد ولی گوشه گیر که اصلا فکرش را نمیکردیم، در مراسم حضور پیدا کرد. همانجا بلند شد و در مورد نهضت امام سخنرانی بسیار زیبایی کرد و همه را تحت تاثیر قرار داد. شب ها در خانه های مردم مراسم برگزار میشد. مردم به احترام رحلت امام عروسی های خود را برگزار نمی کردند. تقریبا دوماه این جو حاکم بود.

ما با عده ای از پیشمرگان و سپاهیان بیرون از شهر مستقر شده بودیم که در صورتیکه اتفاق خاصی افتاد بتوانیم واکنش نشان بدهیم. چون گروهک ها اعلام کرده بودند که انقلاب ایران تمام شد. گفته بودند با رفتن خمینی در انقلاب هم بسته شد و کسی دیگر نمیتواند این راه را ادامه بدهد. میخواستند فضای وحشت و ناامیدی را حاکم کنند. این تبلیغات داشت روی مردم هم تاثیر می گذاشت؛ ما نیز ترسیده بودیم و نمی توانستیم آینده را پیش بینی کنیم. اما با انتخاب رهبری همچون آبی که بر آتش ریخته شد و جو خوبی بر شهرها حاکم شد و علمای اهل سنت هم اعلام حمایت کردند و بدلیل همراهی مردم گروهک ها نیز پایگاه اجتماعی خودشان را از دست دادند.

 




نظرات کاربران