به یقین طرح مباحث علمی و عاری از تعصب و نیز دوری گزیدن از ناسزاگویی و اهانت، زمینه را برای تفاهم و استحکام وحدت اسلامی فراهم خواهد کرد؛ زیرا «بحث «امامت» و جایگاه «عترت» از مباحثی است که در کتب و منابع معتبر حدیثی اهل سنت به شکل گسترده آمده است

* عباس کمساری   لزوم پذیرش و تمسک به اهل بیت علیهم السلام برای تحقق وحدت اسلامی از جمله نظریاتی که در باب تقریب مذاهب اسلامی و اتحاد جامعۀ مسلمانان ارائه شده است، نظریه سکوت و عدم ورود در بحث امامت و خلافت است. معتقدان به این نظریه در توجیه نظریۀ خود چنین استدلال می کنند که موضوع خلافت و امامت در صدر اسلام، به همان عصر مربوط است، بنابراین بهترین راه برای کم کردن تنشهای مذهبی، مسکوت گذاشتن موضوع امامت و خلافت است. در پاسخ به این نظریه باید گفت: شاید این رویکرد و نظریه بنا بر اعتقادات اهل سنت که امامت در جامعه اسلامی را منحصر در رهبری سیاسی و اجتماعی می دانند، مطلوب باشد؛ امّا همان گونه که می دانیم، موضوع «امامت» در مکتب تشیع، دارای شئون متعددی است که تنها یکی از آنها بحث حاکمیت سیاسی و اجتماعی است. شیعه به شأن مرجعیت دینی و علمی ائمه علیهم السلام و نیز شأن ولایت تشریعی و تکوینی آن حضرات علیهم السلام بر سایر مخلوقات اعتقاد دارد. از آنجا که اصل امامت در مکتب تشیع معنای خاص خود را دارد و از اصول اولیۀ مذهب شمرده می شود، و شئون متعددی برای آن مطرح است، به نظر می رسد مسئلۀ «وحدت منهای امامت» سخنی گزاف و رویکردی نامناسب است. ما اعتقاد داریم وظیفۀ دینی و علمی دانشمندان شیعه و معتقد به اصل مُسلَّم وحدت، ایجاب می کند که برای تبیین صحیح موضوع «امامت» در مکتب تشیّع، مناظرات علمی و مستندی را با دانشمندان اهل سنت داشته باشند، تا در سایۀ آن بتوانند در این موضوع به تفاهم برسند، و یا حداقل این نظریۀ مکتب شیعه را به روشنی تبیین کنند و این همان رویکردی است که در طول تاریخ، خاصه قرن اخیر توسط بسیاری از علمای شیعه بدان پرداخته شده است. هر زمان که علمای شیعه بر این کار موفق شده اند، نتایج مثبتی به دست آمده است، مانند مناظرات علمی مرحوم علامه شرف الدین رحمه الله و ارتباطات مرحوم حضرت آیة الله العظمی بروجردی رحمه الله با دانشمندان «الازهر» مصر که باعث صدور فتوا از ناحیۀ علمای اهل سنت مبنی بر حرمت اهانت و جواز تعبد به مذهب شیعۀ جعفری علیه السلام شد. در اینجا به دو نمونه از نتایج این ارتباطات اشاره می شود. 1. «شیخ محمود شلتوت» رئیس دانشگاه الازهر مصر، بعد از مطالعه و تحقیق در آرا و نظرات مذهب تشیع، پی به حقانیت آن برده و نظر خود را چنین اعلان کرده است: «مذهب جعفری، معروف به شیعۀ امامی اثنی عشری، مذهبی است که تعبد به آن شرعاً جایز است، همانند سایر مذاهب اهل سنت، از اینرو بر مسلمانان سزاوار است که آن را شناخته و از تعصب به ناحق نسبت به مذاهبی معین خَلاصی یابند.» 1 2. «استاد عبدالفتاح عبدالمقصود» نیز می گوید: «به عقیدۀ من شیعه تنها مذهبی است که آینۀ تمام نما و روشن اسلام است و هر کس که بخواهد به اسلام نظر کند، باید به عقاید و اعمال شیعه نگاه کند. تاریخ بهترین شاهد بر خدمات فراوانی است که شیعه در دفاع از عقیدۀ اسلامی داشته است.» 2   راه تحقق وحدت سیاسی و اجتماعی جامعه اسلامی به یقین طرح مباحث علمی و عاری از تعصب و نیز دوری گزیدن از ناسزاگویی و اهانت، زمینه را برای تفاهم و استحکام وحدت اسلامی فراهم خواهد کرد؛ زیرا «بحث «امامت» یا جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله و جایگاه «عترت» از مباحثی است که در کتب و منابع معتبر حدیثی اهل سنت به شکل گسترده آمده است، از اینرو اگر بتوانیم به طور خاص روایاتی را که محدثین اهل سنت در شأن اهل بیت علیهم السلام بیان کرده اند، با متانت تمام و بدون سرزنش و اظهار پیروزی و تفوق بازگو کنیم، می توانیم بسیاری از تعصبات کورکورانه و دشمنیهای جاهلانه را ریشه کن کنیم. در این مجال به اختصار برخی از روایاتی که از سوی علمای اهل سنت در این زمینه نقل شده است و مرحوم علامه شرف الدین در مناظرات خود بدان اشاره دارد بیان می کنیم: 1. «قال رسول الله صلی الله علیه و آله: أَلاَ إِنَّ مَثَلَ أَهْلِ بَیْتِی فِیکُمْ مَثَلُ سَفِینَةِ نُوحٍ، مَنْ رَکِبَهَا نَجَا، وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ؛ 3بدانید مثل اهل بیت من در میان شما مثل کشتی نوح علیه السلام است؛ کسی که بر آن سوار شد، نجات یافت و آن کس که تخلف ورزید، غرق گردید.» 2. و نیز حضرت صلی الله علیه و آله فرمود: «اَلنُّجُومُ اَمَانٌ لِاَهْلِ الْاَرْضِ مِنَ الْغَرَقِ وَ اَهْلُ بَیْتِى اَمَانٌ لِأُمَّتِى مِنَ الْإِخْتِلَافِ فَاِذَا خَالَفَتْهَا قَبِیلَةٌ مِنَ الْعَرَبِ فَصَارُوا حِزْبَ اِبْلِیسَ؛ 4 ستارگان موجب امنیت اهل زمین از هلاکت، و اهل بیت من امان امت من از اختلاف [در دین] می باشند، بنابراین اگر قبیله ای از عرب با آنها به مخالفت پردازند، [معنی آن این است که در احکام خدا] اختلاف انداخته، و حزب ابلیس شده اند.» 3. «زید بن ارقم» نقل می کند: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «کسی که می خواهد مانند من زندگی کند و هم چون من بمیرد و ساکن بهشت جاویدان موعود پروردگار گردد، باید علی بن ابی طالب را دوست بدارد که او هرگز شما را از هدایت خارج نخواهد ساخت و هیچ گاه داخل ضلالت نخواهد کرد.» 5 4. از «عمار یاسر» نقل شده است که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «بار پروردگارا! شاهد باش، کسی که به من ایمان آورده و مرا تصدیق کرده است، نباید از ولایت علی بن ابی طالب دست بردارد؛ زیرا ولایت او، ولایت من و ولایت من ولایت خدا است.» 6 5. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:«ای مردم! فضل، شرف، مقام و ولایت از آن رسول خدا صلی الله علیه و آله و ذریۀ اوست، بنابراین سخنهای بی جا و باطل شما را به بیراهه نکشاند.» 7 6. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «فَلَوْ أَنَّ رجلاً صَفَنَ بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ فَصَلَّى وَ صَامَ وَ هوَ مُبْغِضٌ لِآلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله دَاخِلُ النَّارِ؛ 8 همانا اگر کسی تمام عمرش بین رکن و مقام ایستاده و مشغول نماز و روزه باشد در حالی که نسبت به آل محمد صلی الله علیه و آله کینه داشته باشد، داخل آتش است.» امام شافعی در باب حب اهل بیت علیهم السلام چنین می سراید: یَا اَهْلَ بَیْتِ رَسُولِ اللهِ حُبُّکُمْ فَرْضٌ مِنَ اللهِ فِى الْقُرْآنِ اَنْزَلَهُ کَفَاکُمْ مِنْ عَظِیمِ الْفَضْلِ اِنَّکُمْ مَنْ لَمْ یُصَلِّ عَلَیْکُمْ لاَ صَلَوةَ لَهُ ای اهل بیت رسول خدا! همانا دوستی با شما از سوی خدا در قرآن که خدا آن را نازل کرده است واجب می باشد. در عظمت فضل شما همین کافی است که [بدانیم] کسی که بر شما صلوات نفرستد، نمازش مقبول نیست. سخن گفتن از وحدت اسلامی، بسیار فراتر از نگارش یک مقاله است؛ ولی از مجموع مطالب طرح شده این نتیجه حاصل می شود که وحدت اسلامی – چنان که بعضی گمان کرده اند – با طرح مسائل اعتقادی و ارزشی مذاهب اسلامی منافات ندارد؛ بلکه منظور از اتحاد اسلامی، ایجاد امت واحده و دوری از تفرقه و اتهامات علیه یکدیگر و استحکام صفوف مسلمانان در مقابل دشمنان اسلام است. مسلمانان در راه رسیدن به این هدف، مشترکات زیادی دارند که یکی از آنها مسئله تمسک به عترت پیامبر صلی الله علیه و آله است، و چنانکه بیان شد، دستور به «اعتصام» و تمسک به حبل الله که همان عترت و اهل بیت علیهم السلام هستند، در منابع اصیل و اولیۀ اهل سنت نیز وجود دارد.   پی نوشت: 1) شیعه شناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، نشر مشعر، 1382، ج1، ص373، به نقل از: جمله رسالۀ الاسلام، قاهره. 2) شیعه شناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، ج1، ص375، به نقل از: فی سبیل الوحدۀ الاسلامیه. 3) المراجعات، علامه شرف الدین، المراجعه 8، ص69، به نقل از: مستدرک حاکم. 4) المراجعات، ص69؛ به نقل از مستدرک حاکم. 5) همان، ص74، به نقل از حاکم نیشابوری. 6) همان، به نقل از طبرانی. 7) المراجعات، سید شرف الدین، ص74، به نقل از ابن حجر. 8) همان، ص76، به نقل از طبرانی – حاکم، سیوطی.   منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره149.